كبرى نمىباشد و در « عسى » ضميرى مستتر نمىباشد مگر اينكه فرض گرديده شود كه « عسى » و « يقوم » در « زيد » تنازع مىكنند ، « عسى » اسم مىخواهد و « يقوم » فاعل ، و در كلام تنها يك اسم صلاحيت يكى از اين دو عنوان را دارد كه آن « زيد » است بنابراين اين دو عامل بر آن تنازع مىكنند ، براى علاج تنازع كوفيون مىگويند عمل به اوّل متنازعين داده مىشود و به دومى ضميرى مطابق آن اسم اعطا مىشود بنابراين قول ، « زيد » فاعل « عسى » بوده و ضمير مستتر در « يقوم » فاعل آن مىشود و در « عسى » ضمير مستتر نيست . و لكن بصريون قائل هستند كه عمل بر آن اسم به دومين از متنازعين داده مىشود و به عامل اوّل ضمير مطابق داده خواهد شد ، در اين تركيب در « عسى » ضمير مستتر خواهد بود . ابن مالك در بيان اين قاعده مىگويد :
إن عاملان اقتضيا في اسم عمل * قبل فللواحد منهما العمل
و الثاني أولى عند أهل البصرة * و اختار عكسا غيرهم ذا أسرة
و اعمل المهمل في ضمير ما * تنازعا و التزم ما التزما
و نظير اين صورت با تمامى خصوصيات تركيبى ، اين قول امير المؤمنين عليه السّلام در بىاعتبارى دنيا و فناى انسان و عدم دلبستن به زخارف آن است :
[ « ما عسى أن يكون بقاء من له يوم لا يعدوه » و طالب حثيث يحدوه في الدنيا حتى يفارقها ، فلا تنافسوا في عزّ الدنيا و فخرها و لا تعجبوا بزينتها و نعيمها ] . « 1 »
شاهد : در دو احتمالى بودن « عسى » است همانند تركيب مثال قبل .
معناى خطبه : « چگونه اميد است باقى بودن كسىكه براى او روزى است كه رها نمىكند او را ، طلبكنندهء سريعى براى اوست كه دنبال مىكند او را در دنيا تا اينكه آن شخص بميرد و مفارقت از دنيا كند . پس سرمست از عزّت و فخر دنيا نشويد و مدهوش از زينت و مظاهر آن نگرديد » .
هامش
( 1 ) - نهج البلاغة : ط 98 / 292 .