و معنا بودن باشد به همين جهت صحيح است گفته شود : « زيد قائم » و لكن صحيح نيست گفته شود : « زيد القيام » يا « زيد قيامه » زيرا « زيد » عين « قيام زيد » نيست .
و اجيب : از اين اشكال به سه صورت جواب داده شده است :
1 - گاهى مصدر و اسم معنا از باب مبالغه حمل بر اسم ذات مىشود ، مانند :
« زيد عدل » كه در اينجا « عدل » كه مصدر و اسم معناست حمل بر « زيد » كه اسم ذات مىباشد ، شده است تا مبالغه در عدالت او باشد و مفيد اين معنا باشد كه او عين عدل است .
2 - يك مضاف از جنس اسم معنا قبل از اسم « عسى » در تقدير گرفته مىشود تا اسم و خبر هردو اسم معنا شوند ، به عنوان نمونه در مثال « عسى زيد أن يقوم » قبل از « زيد » كلمه « أمر » كه مصدر است در تقدير گرفته مىشود تا از جنس خبر كه مصدر مؤوّل است ، گردد « عسى أمر زيد القيام » .
3 - يك مضاف از جنس اسم ذات قبل از خبر در تقدير گرفته مىشود كه اضافه به آن خبر كه مصدر مؤول است شده باشد تا خبر از جنس اسم گردد « عسى زيد صاحب القيام » .
ب : قول دوّم در اعراب استعمال اوّل « عسى » اين است كه گفته شود « عسى » فعل غير ناقص است و در اين صورت يا متعدّى به يك مفعول و داراى معناى « قارب : نزديك كرد » مىباشد ، و يا فعل لازم است و داراى معناى « قرب : نزديك شد » مىباشد و « أن » و فعل مضارع در صورت متعدّى بودن « عسى » محلا منصوب به واسطه « عسى » و در صورت لازم بودن آن محلا منصوب به نزع خافض كه « من » مىباشد است زيرا « عسى » به معناى « قرب » با « من » متعدّى مىشود اين قول دوّم ، نظريه سيبويه « 1 » و مبرّد است و معناى مثال در صورت اوّل اين گونه مىشود :
« نزديك كرد زيد قيامش را » و در صورت دوّم اين گونه مىشود : « نزديك شد زيد نسبت به قيامش » .
هامش
( 1 ) - الكتاب : 1 / 558 .