تنبيه
متن العطف ب « حتّى » قليل ، و أهل الكوفة ينكرونه و يحملون نحو . . .
شرح بايد دانست كه عطف به « حتّى » قليل الاستعمال است ، به طورى كه نحويين مكتب كوفه مانند كسائى و فرّاء ، عاطفه بودن « حتّى » را انكار كردهاند ، و در اين مثالها : « جاء القوم حتّى أبوك » و « رأيتهم حتّى أباك » و « مررت بهم حتّى أبيك » كه مابعد « حتّى » از حيث اعراب مانند اعراب لفظى يا محلى اسم ماقبل است و باعث توهّم عاطفه بودن « حتّى » مىشود ، كوفيون حمل و توجيه مىكنند آنها را اوّلا به اينكه « حتّى » عاطفه نمىباشد بلكه ابتدائيه و مستأنفه است و ثانيا رفع اسم مابعد بنابر فاعل بودن براى فعل مقدّر « جاء » است كه به قرينه ذكر آن در قبل ، حذف شده است و تقدير مثال اين گونه بوده است « جاء القوم حتّى جاء أبوك » . و نصب آن در مثال دوم بنا بر مفعول بودن براى فعل مقدّرى است كه مشابه فعل مذكور در اوّل مثال مىباشد ، و اصل مثال اين گونه بوده است : « رأيتهم حتّى رأيت أباك » و همينگونه در تقدير است اگر آن اسم مجرور باشد . « مررت بهم حتّى مررت بأبيك » .
الثّالث من أوجه « حتّى » : سوّمين وجه از وجوه سهگانه « حتّى » و آخرين صنف از اصناف و عناوين نحويهء آن ، ابتدائيت و حرف استيناف مىباشد ، يعنى حرفى مىباشد كه بعد از آن جمله آغاز مىشود و آن جمله مستأنفه بوده و محلى از اعراب ندارد . قابل ذكر است كه حروف استينافيه عبارتند از : « واو ، حتى ، بل و لكن » و در ابتداى جمله واقع مىشوند و بيانگر اين مطلب هستند كه جملهء مابعد مستأنفه و از جهت لفظى و اعرابى ، ربطى به جمله قبل ندارد لكن ارتباط معنوى بين آن دو وجود دارد چنان كه « حتى » ابتدائيه مابعد را غايت يا مسبّب براى ماقبل قرار مىدهد . « 1 »
هامش
( 1 ) - مراجعه شود به النحو الوافي : 4 / 314 . شرح الكافية : 2 / 243 . شرح جامي : 346 . الحدائق الندية : 546 .