تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
1 - معطوف جزئى و معطوف عليه كلّى . 2 - معطوف جزء و معطوف‌عليه كلّ . 3 - معطوف كالجزء و معطوف‌عليه كلّ . به همين جهت ممتنع است كه شما بگوئيد : « أعجبني زيد حتى ولده » زيرا فرزند « زيد » نه جزئى و نه جزء و نه كالجزء براى « زيد » است . و الذي يضبط : و چيزىكه اين شرط دوّم را براى شما تحت يك ضابطه و قاعدهء كليه قرار مىدهد اين است كه « حتّى » عاطفه وقتى داخل بر معطوف در عبارات مىشود كه صحيح باشد قرار گرفتن ادات استثناء در استثناى متصل در آن موضع ، و وقتى ممتنع مىگردد دخول « حتّى » عاطفه در عبارات ، كه وقوع ادات استثناء در استثناى متصل در آن محل ممتنع باشد ، زيرا در باب استثناى متصل مانند باب « حتى » عاطفه ، شرط است كه مستثنى ، جزئى يا جزء يا كالجزء براى مستثنىمنه باشد . ثالثها : سوّمين شرط از شروط معطوف « حتّى » اين است كه معطوف يا غايت و نهايت براى معطوف‌عليه در زيادت و ارتفاع درجه باشد ، مانند : « مات الناس حتّى الأنبياء » و يا غايت در نقصان و انحطاط درجه باشد مانند : « يحاسب الناس يوم القيامة حتّى الكافرون » . و محققا اين دو نوع غايت در اين قول شاعر مجتمع مىباشند :
« قهرناكم حتّى الكماة فأنتم * تهابوننا حتّى بنينا الأصاغرا » « 1 »
تركيب شعر : « الكماة » جمع « الكميّ : شجاع مسلّح » كه به واسطهء « حتّى » عطف بر ضمير « كم » كه مفعول « قهرنا » مىباشد ، شده است . « أنتم » مبتدأ ، و « تهابوننا » فعل و فاعل و مفعول ، و « حتّى » عاطفه و « بنينا » مضاف و مضاف‌اليه ، عطف بر ضمير مفعولى « نا » مىباشد و « الأصاغر » جمع « الأصغر » صفت براى « بنينا » است و الف آخر آن به جهت اطلاق شعر است .
هامش
( 1 ) - همع الهوامع : 2 / 136 ، حاشية الصبان : 3 / 97 ، الحدائق الندية : 545 ، اللباب : 124 ، شرح شواهد المغني : 1 / 373 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 3 / 107 ، البهجة المرضية : 165 .