تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
نمىتوان در مثال اوّل گفت : « كتبت حتّى زيد » و يا در مثال دوّم گفت : « أنا حتّى عمرو » و در مثال سوّم گفت : « سرت من البصرة حتّى الكوفة » . و أمّا الأوّلان : امّا دليل عدم جواز استعمال « حتّى » در دو موضع اوّل - يعنى دو مثال اوّل - اين است كه « حتّى » جاره در كلام عرب فقط براى اين وضع شده است كه در كلام واقع گيرد و مفيد اين معنا باشد كه فاعل فعل قبل ، آن فعل را خرده خرده و اندك‌اندك انجام داده و به پايان رسانده و به غايت متصل نموده است ، در حالى كه « إلى » اين گونه نيست ، و در آن دو مثال انجام فعل به صورت اندك‌اندك نمىباشد زيرا فرستادن نامه به سوى زيد به يكباره است و يا در مثال دوّم غايت و منتها بودن اندك‌اندك نيست بلكه مثلا خداوند واقعا و يكباره منتها و مقصود است . و أمّا الثّالث : و امّا دليل عدم جواز استعمال « حتّى » در مثال سوم - « سرت من البصرة إلى الكوفه » - اين است كه بايد در مقابل ادات قوى ابتدائيه كه « من » مىباشد ، ادات قوىّ انتهائيه قرار گيرد كه « إلى » است در حالى كه « حتّى » از ادات انتهائيه ضعيفه مىباشد چون اصل در حروف جر در معناى انتهاء ، « إلى » است و ديگر حروف جرى كه معناى انتهاى غايت دارند فرع آن مىباشند . بنابراين ، أعراب معادل بودن و مقابلهء « حتّى » در برابر ادات ابتداى غايت را صحيح نمىدانند و اين دو را در مقابل هم قرار نمىدهند . و بايد دانست كه علّت اصالت « إلى » در انتهاى غايت ، كثرت استعمال آن در اين معناست . و ممّا انفردت به « حتّى » : و از محلهايى كه « حتّى » اختصاص به آن دارد و « إلى » نمىشود استعمال كرد ، وقوع فعل مضارع منصوب به واسطهء « أن » مصدريه مقدّر ، بعد از « حتّى » مىباشد مثل : « سرت حتّى أدخلها » به تقدير : « سرت حتّى أن أدخلها » و در اين صورت فعل مضارع و « أن » مقدر تأويل به مصدر مىروند و محل آن ، به واسطهء دخول « حتّى » بر آن مجرور مىشود ، در حالى كه جايز نيست در اينجا « إلى » استعمال شود و گفته شود : « سرت إلى أدخلها » زيرا « حتّى » جاره در لفظ شبيه « حتّى » ابتدائيه است كه بر افعال نيز مىآيد ، لكن « إلى » داراى اين‌چنين مشابهتى نيست .