مىباشد و ثانيا دو معناى انتها و تعليل در شعر مناسب نيست ، پس در اينجا معناى استثناء صحيح است به طورى كه مىتوان به جاى « حتّى » ، « إلّا » استثنائيه قرار داد ، بنابراين « حتّى » در شعر معناى استثناء دارد .
متن و لا ينتصب الفعل بعد « حتّى » إلّا إذا كان مستقبلا :
شرح فعل مضارع بعد از « حتّى » منصوب به « أن » مقدر نمىشود مگر اينكه زمان آن فعل مضارع ، آينده و استقبال باشد ، زيرا « أن » ناصبهء مصدريه براى استقبال فعل است و مناسب با آن فعلى است كه زمان وقوع آن آينده باشد . به همين علّت بر فعلى كه زمان آن حال است داخل نمىشود و آن فعل نيز منصوب نمىگردد .
بايد دانست كه زمان استقبال فعل مضارع بر دو قسم است :
1 - استقبال حقيقى : و آن عبارت است از استقبال نسبت به زمان حال تكلّم متكلّم ، در اين صورت ، فعل مضارع بعد از « حتّى » واجب است منصوب گردد ، مانند آيهء شريفه :
لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى
« طه / 91 »
شاهد : استقبالى بودن زمان فعل « يرجع » است ، زيرا قوم بنى اسرائيل اين كلام را به هارون مىگفتند كه ما بر دين خود - گوسالهپرستى - باقى هستيم تا اينكه در آينده حضرت موسى كه به كوه طور رفته است برگردد و تكليف ما را روشن كند ، بنابراين زمان « يرجع » نسبت به زمان تكلّم قوم بنى اسرائيل ، استقبالى است و به همين جهت فعل مضارع منصوب به « أن » مقدّر مىشود .
2 - استقبال اضافى : و آن عبارت است از زمان استقبال داشتن فعل نسبت به فعل مقدّم هرچند كه نسبت به زمان تكلّم آن ، گذشته و ماضى باشد ، كه در اين صورت در اعراب فعل مضارع بعد از « حتّى » دو وجه رفع و نصب جايز است ، مانند قول خداوند متعال كه در بيان حال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و اصحاب او در جنگ خندق يا