مىكند . بنابراين تعليق قسم و انشائيّات به غير ، خلاف وضع لغوى آن و شبيه تناقض است .
2 - جواب در تقدير گرفته شده « أقسمت » خبرى است ، و لكن قرينه بر حذف آن ، متعلّق واو قسم « اقسم » مىباشد كه إنشائى است - زيرا قسم از انشائيات است - و اين دو از دو سنخ و حقيقت متباين مىباشند ، و متباينان نمىتوانند قرينه بر حذف يكديگر باشند . بايد توجّه داشت كه نمىتوان جواب مقدر را قسم انشايى گرفت تا اينكه قرينه و ذى القرينه مثل هم باشند زيرا قسم انشايى تعليقبردار نيست .
نكته : شايان ذكر است كه شايد بعضى بر ممتنع بودن تعليق انشائيات بر شرط و غير آن اشكال كنند و بگويند در عبارات فصيحه مثل قرآن اين نحوه تعليق آمده است :
إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ
« المائدة / 6 » كه جملهء فعليهء امريه انشائيه معلق بر شرط شده است . در جواب مىتوان گفت كه انشائيات بر دو قسم هستند :
1 - انشائيات تنجيزى : كه به محض تكلّم بايد ايجاد شوند و تعليقبردار نيستند مثل انشاء عقد ازدواج .
2 - انشائيات غير تنجيزى : كه مىتوانند معلّق بر امورى باشند كه آن امور را به صورت جملهء شرط مىشود بيان گردد . به عبارت ديگر اين جملات شرطيه در حقيقت اخبار و ارشاد به شرطيت آن شرط براى وقوع آن انشاء است . و جملات قسميه از قسم اوّل است . بنابراين شأنيت تعليق ندارد .
مسألة
متن في ناصب « إذا » الشرطية مذهبان .
أحدهما : أنّه شرطها و هو قول المحققين ، فتكون . . .
شرح در متعلّق و عامل نصب « إذا » ظرفيهء متضمن معناى شرط ، بين علماى نحو اختلاف است ، و دو قول در مسأله وجود دارد ، يكى از آن دو اين است كه عامل