تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
متن و أمّا الثالث : فمثاله قوله تعالى . . . شرح امّا سوّمين نوع استعمال غيرغالبى « إذا » ، اين است كه معناى شرطيت نداشته و تنها ظرف زمان باشد كه ديگر نياز به جواب ندارد ، مانند قول خداوند متعال در بيان كسانى كه بهشت براى آنان سزاوارتر است :
الَّذِينَ يَجْتَنِبُونَ كَبائِرَ الْإِثْمِ وَ الْفَواحِشَ وَ إِذا ما غَضِبُوا هُمْ يَغْفِرُونَ
« الشورى / 37 » در اين آيه « إذا » ظرف است براى ( يغفرون ) كه خبر براى « هم » است و « ما » زائده و جملهء « غضبوا » مضاف اليه « إذا » است و نمىتوان گفت « إذا » شرطيه بوده و جملهء اسميه « هم يغفرون » جواب است زيرا جملهء اسميه هرگاه جواب واقع شود واجب است فاء جوابيه بر آن درآيد .
واقرن بفا حتما جوابا لو جعل * شرطا ل « إن » أو غيرها لم ينجعل
و قول بعض از نحويين و مفسّرين مانند زمخشرى « 1 » كه « إذا » را شرطيه و جملهء اسميه را جواب مىدانند و مىگويند فاء در تقدير مىباشد ، مردود است ، به اين دليل كه فاء جواب هرگز حذف نمىشود مگر در ضرورت شعرى . و قول سوّم در آيه - كه يكى از قائلين آن محقق رضى « 2 » است - اين است كه « إذا » شرطيه بوده و جواب آن جملهء فعليه « يغفرون » است ، و ضمير « هم » مبتدأ نيست ، بلكه تأكيد ضمير مرفوع در « غضبوا » است ، و دخول فاء بر جملهء فعليه‌اى كه فعل آن مضارع مثبت باشد لازم نيست . اين قول هم داراى تعسف و فساد روشن و ظاهرى است ، زيرا كه آيه در مقام تأكيد فاعل « غضبوا » نيست تا « هم » تأكيد آن باشد . هردو قول دوّم و سوّم را ابن انبارى « 3 » و شيخ طبرسى « 4 » در اين آيه و مشابه آن احتمال داده‌اند .
هامش
( 1 ) - الكشاف : 4 / 228 . ( 2 ) - شرح الكافية : 2 / 111 . ( 3 ) - البيان : 2 / 350 . ( 4 ) - مجمع البيان : 5 / 33 .