است پس دو زمان « إذا » و « غدا » متضاد هستند ، و شايان توجّه است كه عمل عامل واحد در دو ظرف زمان جايز است آنگاه كه متضاد نباشد ، مثلا نسبت بين آن دو ، عام و خاص ، و يا كلّ و جزء باشد . مثل : « آتيك يوم الجمعة سحر » كه در اينجا فعل « آتيك » در دو ظرف زمان « يوم الجمعة » و « سحر » عمل كرده و نسبت اين دو ، كلّ و جزء است زيرا « سحر » جزيى از روز است .
و اگر كسى اشكال كند كه « آتيك » عمل در دو ظرف در مثال نكرده است بلكه « سحر » بدل از « يوم الجمعة » است ، بنابراين مثال مذكور دليل بر صحت عمل عامل واحد بر دو ظرف نمىتواند باشد . مىتوان به اين اشكال اين گونه جواب گفت كه :
نصب « سحر » بنابر بدليت نيست زيرا جايز است در عبارات مشابه اين مثال اعراب اين دو را متغاير آورد ، مانند : « سير عليه يوم الجمعة سحر » كه « يوم الجمعة » نائب فاعل فعل مجهول « سير » است و « سحر » بنابر ظرفيت براى آن منصوب است و اگر فعل بايد تنها يك زمان مىداشت بايد در اين مثال « سحر » بدل از « يوم الجمعة » مىبود و مرفوع مىگشت زيرا « يوم الجمعة » قبل از اين ، ظرف « سير » بوده است كه هماكنون نائب فاعل مىباشد و بر اين مطلب - يك فعل مىتواند دو ظرف غير متضاد داشته باشد - سيبويه « 1 » تصريح كرده است .
و فرزدق شعرى گفته است كه براى اثبات اين مطلب مىتوان به آن تمسك كرده و اين شعر در هجو اديهم بن مرداس از شعراى صدر اسلام است :
« متى تردن يوما سفار تجد بها * اديهم يرمي المستجيز المعوّرا » « 2 »
شاهد در دو ظرف زمان داشتن فعل « تردن » است و آن دو ظرف « متى » و « يوما » است كه متضاد نمىباشد و نسبت آنها عام و خاص است . و در ضمن « يوما » نيز نمىتواند بدل از « متى » باشد زيرا « متى » اسم شرط است و اگر اسم غير شرط مثل « يوما » بدل از اسم شرط بخواهد قرار گيرد بايد همراه آن ادات شرطى باشد
هامش
( 1 ) - الكتاب : 1 / 137 .
( 2 ) - شرح شواهد المغني : 1 / 285 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 2 / 264 ، ديوان فرزدق : 1 / 355 ، التصريح على التوضيح : 2 / 22 .