تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
آينده ، زيرا كلام خدا كه يكى از آنها ، قسمهاى اوست قديم بوده و شىء قديم استقبالى نيست . و مىدانيم كه نمىتواند زمان ظرفى استقبالى بوده و زمان متعلّق و عامل آن ، حال باشد . و تركيب سوّم هم درست نيست ، زيرا حال نحوى با ظرف زمانى استقبالى منافات دارد . و چون احتمال دوّم و سوّم باطل گشت ، متعيّن تركيب اوّل يا چهارم است كه « إذا » در هردو معناى حال دارد پس مطلوب مستدل ثابت مىگردد . متن و الصحيح : أنّه لا يصح التعليق ب « اقسم » الإنشائي ؛ لأنّ القديم لا زمان له لا حال و لا غيره ، بل . . . شرح در جواب از آن استدلال بايد گفت كه : صحيح اين است كه تركيب اوّل و دوّم ( كه مستدل مىگفت تركيب اوّل به اضافهء تركيب چهارم درست است ) اصلا درست نيست . زيرا « اقسم » انشائى كه از ذات خداوند صادر مىشود ، قديم است همانطور كه خود مستدل گفت ، لكن قديم يعنى چيزى كه مسبوق به زمان نباشد ، بنابراين قديم زمان ندارد نه حال و نه غير از آن ، بلكه او سابق و قبل از آغاز زمان است . در مقابل آن « حادث » است كه بعد از آغاز زمان ايجاد شده است . بنابراين « اقسم » زمان ندارد تا اينكه « إذا » بيانگر زمان حال يا استقبال آن باشد . و تركيب سوّم كه مستدل گفت : « اشتباه است چون حال نحوى با زمان استقبال منافات دارد » برعكس ، صحيح بوده و استدلال او در ردّ آن درست نيست ، زيرا همانا شأن چنين است كه ممتنع نيست متعلّقشدن « إذا » به « كائنا » كه حال نحوى است با وجودى كه « إذا » معناى استقبالى داشته باشد ، و زمان « كائنا » به واسطه تعلق « إذا » به آن ، استقبالى گردد . و تفاوت زمانى آن با زمان عامل ذوالحال كه در آيه « اقسم » مقدر است اشكالى ندارد . زيرا صحيح است آمدن حال مقدره به اتفاق