اين موقع در يكى از دو زمان ماضى يا حال استعمال مىشود .
استعمال در ماضى ، مانند اين آيهء شريفه كه در بيان عدم حرج و اشكال بر افرادى است كه خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىرسيدند كه آنان را به جهاد ببرد ولى به علّت نداشتن وسايل جنگ ، آنان برده نمىشدند و گريان برمىگشتند :
لَيْسَ عَلَى الضُّعَفاءِ وَ لا عَلَى الْمَرْضى وَ لا عَلَى الَّذِينَ لا يَجِدُونَ ما يُنْفِقُونَ حَرَجٌ
. . .
وَ لا عَلَى الَّذِينَ إِذا ما أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ ما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ
« التوبة / 91 و 92 »
شاهد در ماضويت « إذا » است ، زيرا اين آيه بعد از آن واقعه و جريان مراجعه فقرا به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى جهاد نازل شده است .
البته بايد توجّه داشت كه در اينجا ظرفيت و شرطيت باقى است و « تولّوا » جواب آن است .
و استعمال در زمان حال ، در جايى است كه « إذا » بعد از قسم استعمال شود ، مثل آيهء شريفهء :
وَ اللَّيْلِ إِذا يَغْشى
« الليل / 1 »
در بيان وجه استدلال در اين مورد گفته شده كه در تركيب « إذا » در امثال اين آيه ، چهار احتمال است :
1 - ظرف زمان حال بوده و متعلّق به « اقسم » مقدّر كه واو قسم نيز متعلّق به آن است .
2 - ظرف زمان استقبال بوده و متعلّق به « اقسم » مقدّر .
3 - ظرف زمان استقبال بوده و متعلّق به « كائنا » كه حال از « الليل » است .
4 - ظرف زمان حال و متعلّق به « كائنا » باشد .
امّا تركيب دوّم درست نيست زيرا « اقسم » به دوگونه استعمال مىشود :
الف : إخبارى كه خبر است از قسمى كه در حال يا آينده خورده مىشود .
ب : انشائى كه با تلفظ به آن ، قسم ايجاد مىشود . و در آيه « اقسم » انشائى بوده و زمان جملات انشائى - مانند جملهء قسميه - نسبت به اصل انشاء و گفتن قسم حال مىباشد ، و در اينجا « اقسم » اخبارى نيست كه خبر دهد از قسم خوردن در