تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
امّا جمهور نحويين مانند محقق رضى « 1 » خروج آن را از ظرفيت انكار كرده و قائل به غير متصرّف بودن آن هستند و در رد استدلال به اين دو آيه مىگويند : در آيهء اوّل : « حتى » جاره نبوده كه « إذا » را جر دهد تا متصرف بودن « إذا » از آن استفاده شود ، بلكه استينافيه است كه بر كلّ جمله و تمام آن داخل مىشود و براى « حتّى » و ديگر حروف استينافى عملى نيز نيست . و در آيهء دوّم بنا بر قراءت غيرمشهور : « إذا » دوّم بدل است از « إذا » اوّل كه اين ظرف براى « وقعت » بوده و داراى معناى شرط نيز است و جواب آن « انقسمتم أقساما » مىباشد كه بعد از « إذا » دوّم و جملهء مابعد از آن و جملهء معطوف بر آن و قبل از
« وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً »
در تقدير بوده ، و دليل بر حذف آن ، علم به آن و واضح بودن تقدير آن است ، زيرا
« كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً »
قرينه بر حذف آن مىباشد ، و اين حذف ، محسّن و نيكوست ، زيرا جملهء شرط و جزاء طولانى است . پس « إذا » از ظرفيت خارج نشده است . ابن انبارى « 2 » و مكى بن ابى طالب « 3 » اين نظريه را اختيار نموده‌اند . امّا طبرسى « 4 » و زمخشرى « 5 » و ابو البقاء « 6 » قائل به مفعول بودن « إذا » اوّل براى « اذكر » مقدّر هستند . بايد دانست كه بعد از خروج « إذا » از ظرفيت - بر طبق قول قائلين به آن - شرطيت و استقباليت آن در معنا باقى است به همين جهت جواب مىخواهد و زمان آن نيز آينده است . متن و أمّا الثّاني فعلى وجهين أحدهما : أن تجيء للماضي . . . شرح امّا خروج دوّم « إذا » از استعمال غالبى ، نداشتن معناى استقبال است و در
هامش
( 1 ) - شرح الكافية : 2 / 112 . ( 2 ) - البيان : 2 / 413 . ( 3 ) - مشكل إعراب القرآن : 2 / 348 . ( 4 ) - مجمع البيان : 5 / 214 . ( 5 ) - الكشاف : 4 / 455 . ( 6 ) - الإملاء : 2 / 253 .