1 - غالبى ، كه بحث آن گذشت .
2 - غير غالبى ، كه محل بحث آن هماكنون است .
و بيان شد كه « إذا » نوع دوّم در استعمال غالبى خود داراى سه خصوصيت است : 1 - ظرفيت . 2 - استقباليت . 3 - شرطيت .
ادعا شده كه بهطور غير غالب « إذا » گاهى از هركدام از اين خصوصيات خارج شده و ديگر داراى آن معنا نمىباشد . و قليلا در غير آن معنا استعمال مىشود .
امّا خروج از خصوصيت اوّل كه ظرفيت است ، اخفش اعتقاد به آن دارد ، و معتقد است كه « إذا » گاهى از ظرفيت خارج شده و از ظروف متصرف است و داراى اعراب ديگرى غير نصب بنا بر مفعول فيه مىباشد . او در آيهء شريفه :
سِيقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلى جَهَنَّمَ زُمَراً حَتَّى إِذا جاؤُها فُتِحَتْ أَبْوابُها
« الزمر / 71 »
مىگويد : همانا محل « إذا » مجرور است به « حتى » جاره . بنابراين « إذا » از ظرفيت خارج شده است . و ابو الفتح بن جنى نيز قائل به تصرف آن است ، و در آيهء شريفهء :
إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ ، لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ ، خافِضَةٌ رافِعَةٌ إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا وَ بُسَّتِ الْجِبالُ بَسًّا فَكانَتْ هَباءً مُنْبَثًّا وَ كُنْتُمْ أَزْواجاً ثَلاثَةً
« الواقعة / 1 - 7 »
در قراءت بعضى از قرّاء مانند حسن بصرى و ثقفى و ابو الحيات كه « خافضة » و « رافعة » را به نصب قراءت كردهاند مىگويد : « إذا » اوّل و دوّم ، مبتدا و خبر و محل آنها مرفوع است ، و
« خافِضَةٌ رافِعَةٌ »
كه هردو منصوب هستند و همچنين جملهء
« لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَةٌ »
حال از « الواقعة » مىباشد ، و معناى آيه چنين است : « وقت و زمان وقوع واقعهء روز قيامت در حالى كه نيست براى وقوع آن تكذيبى و در حالى كه آن واقعه گروهى را ذليل و گروهى را عزيز كننده است ، وقت از هم پاشيدن زمين است » .
ولى طبق قراءت مشهور قرّاء كه « خافضة رافعة » مرفوع است ، « إذا » اوّل ظرف براى « خافضة » مىباشد كه اين خبر براى مبتداى محذوف ( هى ) بوده و « إذا » دوّم بدل از « إذا » اوّل است . « 1 »
هامش
( 1 ) - در آيه تراكيب ديگرى نيز وجود دارد ، مراجعه شود به مجمع البيان : 5 / 214 .