جوابيه شده است . زيرا جملهء اسميه هرگاه جواب شرط شد ، بايد فاء يا نائب از آن كه « إذا » فجائيه است ، بر آن جمله داخل شود :
و تخلف الفاء إذا المفاجاة * كإن تجد إذا لنا المكافاة
متن و يكون الفعل بعدها ماضيا كثيرا كما تقدّم و . . .
شرح فعل در جمله شرطيه بعد از « إذا » ، كثيرا ماضى است ، زيرا « إذا » از ادات شرطى است كه وضع شده است براى استعمال در مواضعى كه وقوع شرط و جواب مترتّب بر آن ، محقق و حتمى مىباشد ، به خلاف « إن » ، به همين علّت متناسب با آن فعل ماضى كه محقق الوقوع است مىباشد . « 1 » مانند بيت فرزدق كه گذشت ، و اين حديث علوى :
« إذا سألت فاسأل تفقّها و لا تسأل تعنّتا » « 2 » .
و « تفقّها » و « تعنّتا » هردو مفعول له و « تفقه » به معناى فهميدن و « تعنّت » به معناى اذيت و آزار رساندن است .
و در رتبهء دوّم استعمال فعل در جملهء شرط « إذا » ، فعل مضارع است ، كه كمتر از فعل ماضى در جملهء شرط « إذا » قرار مىگيرد .
مانند قول عباس بن مرداس - از شعراى مخضرم كه قبل از فتح مكه با قبيلهاش مسلمان شدند - در مدح حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله :
« يا خير من ركب المطيّ و من مشى * فوق التراب إذا تعدّ الأنفس » « 3 »
تركيب شعر : « خير » منادى و اضافه به « من » موصول ، و جملهء « ركب المطىّ » صله و « المطى » جمع « المطّية » به معناى اسبهاى نجيب و تندرو است ، واو عاطفه و « من » موصول و با صلهء خود ، عطف بر موصول و صلهء مقدّم است ، شاهد در « إذا »
هامش
( 1 ) - النحو الوافي : 4 / 405 .
( 2 ) - غرر الحكم : 1 / 323 .
( 3 ) - لسان العرب : 3 / 476 .