مانند قول همام بن غالب ابو فراس فرزدق از شعراى دورهء مقدم در مدح حضرت زين العابدين عليه السّلام در مسجد الحرام وقتى هشام بن عبد الملك نائب الخلافة بود و هشام در جواب سؤال اطرافيان خود كه مىخواستند حضرت را بشناسند كه او كيست كه اين گونه مردم او را در مسجد الحرام احترام مىكنند و هشام و همراهانش را احترام نمىكنند ، گفت : او را نمىشناسم . و با اين جواب مىخواست حضرت را فرد غيرمشهور و كوچك جلوه دهد . فرزدق كه در مسجد الحرام حضور داشت بر حجر اسماعيل ايستاد و قصيدهء ميميّه معروفى سرود كه ابتداى آن چنين است :
يا سائلي أين الجود و الكرم * إنّي بيان إذا طلّابه قدّم
هذا الذي تعرف البطحاء و طأته * و البيت يعرفه و الحلّ و الحرم
سپس گفت :
« إذا رأته قريش قال قائلها * إلى مكارم هذا ينتهي الكرم » « 1 »
شاهد در « إذا » است كه ظرفيهء زمانيهء مستقبلهء متضمنهء معناى شرط است ، و جملهء « راته قريش » فعل و مفعول و فاعل ، جملهء شرط ، و مرجع ضمير ، حضرت على بن الحسين عليه السّلام است و جملهء « قال قائلها . . . » جواب مىباشد و مصرع دوّم ، محلا منصوب و مقول قول است و جار و مجرور متعلّق به « ينتهى » و « هذا » مضاف اليه بوده و مشار اليه آن حضرت على بن الحسين عليه السّلام مىباشد .
معناى شعر : « اگر زمانى افراد قبيلهء قريش او را ببينند ، سخنگوى آنان مىگويد : به مكارم اخلاق اين بزرگ مرد پايان مىپذيرد جود و كرم » .
و محققا هردو نوع « إذا » در اين آيهء شريفه مجتمعاند :
ثُمَّ إِذا دَعاكُمْ دَعْوَةً مِنَ الْأَرْضِ إِذا أَنْتُمْ تَخْرُجُونَ
« الروم / 25 »
« إذا » اوّل ، نوع دوّم يعنى غير مفاجاة كثير الاستعمال و « إذا » دوّم ، نوع اوّل يعنى فجائيه است و جملهء بعد از آن ، جواب اوّل است و « إذا » دوم جانشين فاء
هامش
( 1 ) - أعيان الشيعة : 1 / 634 ، كشف الغمة : 2 / 298 ، الإرشاد : 1 / 150 ، شرح شواهد المغني : 2 / 733 .