تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
« خرجت فإذا الأسد » كه فقط بعد از « إذا » يك اسم ذات و مرفوع ذكر شده باشد ، به حسب مبانى مختلفى كه در ارتباط با نوعيت « إذا » هست ، اقوال در تركيب اين مثال نيز مختلف مىشود ، مبرّد چون معتقد به ظرف مكان بودن « إذا » است قائل به صحّت خبريّت « إذا » بوده ، و در اين صورت « الأسد » ، مبتداى مؤخر و « إذا » ظرف مكان و متعلق به فعل يا شبه فعل عموم ، خبر مقدم است ، يعنى : « خارج شدم سپس بلافاصله شير در مكان حضورم بود » . الحضرة به معناى مكان حضور است . امّا اين تركيب نزد زجّاج كه آن را اسم زمان مىداند ، صحيح نمىباشد زيرا اسم زمان ، خبر از اسم ذات واقع نمىشود ، بلكه در اين مثال « إذا » ظرف است براى خبر مقدّر « حاضر » و همچنين خبريت « إذا » در نزد اخفش كه قائل به حرفيت آن است صحيح نمىباشد زيرا حرف هرگز خبر ( مخبر به ) و مبتدأ ( مخبر عنه ) واقع نمىشود و در اين صورت خبر محذوف است . امّا اگر بعد از « إذا » فجائيه تنها يك اسم معنا و مرفوع ذكر شود مثل اينكه ، شما بگوييد « خرجت فإذا القتال » ، هم مبرّد و هم زجّاج ، « إذا » را خبر مىگيرند زيرا اسم زمان و مكان مىتواند خبر براى اسم معنا واقع شود ، تنها اخفش در اين فرض نيز قائل به عدم خبريت آن است زيرا حرف هرگز ، خبر واقع نمىشود . متن تقول : « خرجت فإذا زيد جالس أو جالسا » . . . شرح در اين قسمت ، بحث پيرامون اعراب اسم بعد از مبتدأ در جملهء بعد از « إذا » فجائيه است ، اگر آن اسم مرفوع باشد ، خبر است و « إذا » بنابر قول به ظرفيت آن ، منصوب و متعلّق به آن اسم مرفوع است ، اگر آن اسم منصوب باشد ، آن اسم ، حال از ضميرى كه مستقر در « إذا » است ، مىباشد ، و در اين صورت « إذا » بنابر قول كسانى كه آن را ظرف مكان مىدانند ، خبر است ولى روى بناى ديگر نحويين مثل زجّاج و اخفش خبر محذوف است ، و « جالسا » حال از ضمير در خبر محذوف مىباشد .