البته در يك صورت مىتوان روى قول زجّاج كه « إذا » را ظرف زمان مىداند - باتوجّه به اينكه ظرف زمان نمىتواند خبر از ذات باشد - آن را خبر گرفت به اين شكل كه : يك اسم معناى محذوف كه اضافه شده به آن اسم ذات ، در تقدير گرفته شود كه در اين صورت « إذا » خبر از آن اسم معنا مىباشد ، و خبريت اسم زمان از اسم معنا صحيح و جايز است ، مانند : « خرجت فإذا الأسد » كه يك اسم معنا مثل « حضور » مىتوان در تقدير گرفت « خرجت فإذا حضور الأسد » و همچنين در مثال « خرجت فإذا زيد جالسا » كه « جالسا » حال از ضمير مستقرّ در « إذا » مىباشد .
مىتوان يك اسم معنا قبل از « زيد » در تقدير گرفت و خبريت « إذا » از آن را تصحيح كرد « خرجت فإذا حضور زيد جالسا » .
متن الثّاني : أن تكون لغير المفاجاة ، و الغالب أن تكون ظرفا للمستقبل . . .
شرح دوّمين نوع « إذا » اين است كه غيرفجائيه باشد كه در اين صورت از اسماى مبنى است .
سيوطي « 1 » دربارهء دليل اسميّت و بناى « إذا » غيرفجائيّه مىگويد : « و الدليل على اسميتها ، الإخبار بها مع مباشرتها الفعل نحو : القيام إذا طلعت الشمس ، و إبدالها من اسم صريح نحو : أجيئك غدا إذا طلعت الشمس » و « امّا بنائها فبدليل تضمنها معنى « إن » الشرطية إن كانت متضمنة لها و افتقارها إلى الجملة المضافة اليها إن لم تتضمّنه » . « إذا » در اين نوع ، دو استعمال دارد :
1 - غالبى ( كثير الاستعمال ) 2 - غير غالبى ( غير كثير الاستعمال ) .
الف : غالبى : كه عبارت است از ظرف زمان استقبالى كه متضمن معناى شرط نيز مىباشد ، و همچون ديگر ادات شرط . اوّلا : بر جملهء فعليّه وارد مىشود ، و ثانيا :
احتياج به جواب دارد ، به عكس « إذا » فجائيه .
هامش
( 1 ) - همع الهوامع : 1 / 206 .