اسميهء بعد از « إذا » اگر مذكور بود ، عامل نصب « إذا » آن مىباشد ، مثل : « خرجت فإذا زيد جالس » ، كه « جالس » ناصب مىباشد ، و اگر بعد از مبتدأ ، خبرى ذكر نشد ، مانند « خرجت فإذا الأسد » دو احتمال است :
الف : عامل ، خبر مقدّر باشد و آن « حاضر » است كه به قرينهء مقاميه حذف شده است ، زيرا كلام در مقام بيان برخورد ناگهانىكردن با حضور شير ، مىباشد .
ب : خبر ، خود « إذا » باشد و ناصب آن فعل يا شبه فعل عموم مثل : « استقر » يا « مستقر » كه در تقدير وجوبى است ، مىباشد ، زيرا هرگاه ظرف يا جار و مجرور ، خبر ، يا صفت ، يا صله و يا حال قرار گيرد ، واجب است ظرف و جار و مجرور مستقرّ باشد كه دائما متعلّق آن فعل ، يا شبه فعل عموم مقدّر است .
متن و لم يقع الخبر معها في التنزيل إلّا مصرّحا به . . .
شرح شايان ذكر است كه هرچند گاهى خبر جملهء اسميه بعد « إذا » فجائيه حذف مىشود ، لكن واقع نشده است خبر با « إذا » در قرآن مگر اينكه تصريح به آن گرديده و اصلا حذف نشده است ، مانند اين آيهء شريفه كه در بيان حالات كفّار در روز قيامت است كه چشمانشان از ترس از حدقه بيرون زده مىشود :
وَ اقْتَرَبَ الْوَعْدُ الْحَقُّ فَإِذا هِيَ شاخِصَةٌ أَبْصارُ الَّذِينَ كَفَرُوا
« الأنبياء / 98 »
« هى » ضمير شأن و قصه ، مبتدأ ، و جملهء اسميه بعد از آن ، خبر آن است و شاهد نيز در ذكر آن است ، « شاخصة » خبر مقدّم و « أبصار » مبتداى مؤخر و مضاف به « الذين » مىباشد .
متن و إذا قيل : « خرجت فإذا الأسد » صحّ كونها عند المبرّد خبرا ، أي . . .
شرح در اين قسمت ، بحث پيرامون وجوه اعرابيهء « إذا » مىباشد ، اگر گفته شود :