مىدانند . و بنا بر قول به ظرفيت « إذ » محل آن منصوب ، و بنا بر قول ديگر محل اعراب ندارد . بايد توجّه داشت كه در سه قول اخير معناى مفاجات از سياق كلام در هرصورت استفاده مىشود .
و على القول بالظرفية : بايد دانست كه در بين نحويونى كه قائل به ظرفيت « إذ » - چه زمانى و چه مكانى - مىباشند دربارهء عامل نصب آن اختلاف شده است ، ولى نحويونى كه قائل به حرفيت آن بوده داخل اين نزاع نمىباشند زيرا كه حرف هرگز معمول واقع نمىشود تا دربارهء عامل آن بحث و نزاعى صورت گيرد .
قابل ذكر است كه در عامل « إذ » فجائيه بنا بر اسميت آن پنج قول است :
ابو الفتح بن جنى قائل است كه عامل « إذ » فعلى است كه بعد از آن ذكر مىگردد ، مانند فعل « دارت » در شعر أخير ، و اگر كسى اشكال كند كه « إذ » به جمله بعد از خود اضافه مىشود ، و هرگز مضاف اليه و اجزاى آن نمىتوانند در مضاف عمل كنند ، ابن جنى جواب مىدهد كه به نظر ما « إذ » اضافه به جملهء بعد هرگز نمىشود .
و در اين صورت ، عامل « بينا » يا « بينما » كه قبل از « إذ » فجائيه مىآيد ، فعل محذوفى است كه فعل مذكور بعد از « إذ » آن را تفسير مىكند ، بنابراين تقدير شعر اخير بر مبناى ابن جنى اين گونه است : « فدارت بينما إذ دارت مياسير » .
ولى شلوبين قائل است به اينكه اوّلا « إذ » دائم الإضافه به جملهء بعد است .
بنابراين فعل مذكور در جملهء مضاف اليه نمىتواند در « إذ » عمل كند چنان كه در كلمات ماقبل مضاف مثل « بينا » و « بينما » نيز نمىتواند عمل كند ، زيرا همانطورى كه بيان شد مضاف اليه قدرت عمل بر مضاف و كلمات قبل از آن را ندارد ، و ثانيا عامل « بينا » و « بينما » فعل محذوفى است كه از سياق كلام ، مصداق آن فهميده مىشود و جوهرهء معنوى كلام دلالت بر آن مىكند ، مثلا در اينجا چون كلام در ناگهانى برخوردكردن است ، آن فعل محذوف مىتواند از مادهء « مفاجات » يا « تصادف » باشد ، كه فاعل آن نيز از جنس فاعل فعل بعد از « إذ » مىباشد ، در اين صورت « إذ » نيز بدل از « بينا » يا « بينما » است ، و از اين كلام شلوبين كشف مىشود كه
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٦٦