تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
معناى شعر : « طلب قضا و قدر خير را از خداوند كن و راضى به آن باش ، و در حالى كه سختى و ناملايمت در زندگى موجود است ، ناگهان آسايشها و راحتيها واقع مىگردند » . نكته : يكى از معمّرين عرب ، عبيد بن شريه جرهمى است كه 300 سال عمر كرد و اسلام را درك نمود ، روزى وارد بر معاويه شد و معاويه به او گفت : در اين مدت طولانى از عمر خود ، عجيب‌ترين واقعه‌اى كه براى تو رخ داده بيان كن . او مىگويد : روزى عبور كردم بر قومى كه ميّتى را دفن مىكردند ، و تشييع‌كنندگان ، غمگين نبوده ، بلكه مسرور بودند ، من كه غريب بودم ناراحت شدم و اشك ريختم و اين اشعار را كه متناسب با اين ميّت و شادى اطرافيان او و گريه من بر او بود خواندم ، كسى آمد و گفت : اى غريبه تو مىدانى ميّت چه كسى است ؟ ميت همان شاعرى است كه تو اشعار او را خواندى . متن و هل هي ظرف مكان أو . . . شرح مسألهء نحوى كه در اينجا مطرح مىباشد ، اين است كه آيا « إذ » حرفيه مفاجات در زبان عرب وضع شده است يا خير ؟ به عبارت ديگر در اين مواضعى كه گفته مىشود « إذ » براى مفاجات است آيا معناى ناگهان و به‌طور غيرمترقّبه بودن از خود « إذ » فهميده مىشود يعنى « إذ » براى اين معنا وضع شده و يا اينكه اين معنا از سياق كلام درك مىگردد و « إذ » داراى اين معنا نمىباشد ؟ بعضى از نحويين مانند محقق رضى ، « 1 » « إذ » را حرف مفاجات مىدانند و قائل به اين رأى هستند كه معناى مفاجات از خود « إذ » فهميده مىشود . ديگر نحويين با آنان موافقت نداشته ، و بعضى مانند مبرّد ، « إذ » را ظرف مكان ، و برخى ديگر مانند زجّاج ظرف زمان ، و گروه سوّمى مانند ابن شجرى آن را حرف توكيد
هامش
( 1 ) - شرح الكافية : 2 / 113 .