تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 62

مساهمون:

ص٦٢
امّا فرض دوّم ممكن نيست ، زيرا يك عامل نمىتواند در دو زمان مختلف و متضاد و غير قابل جمع ، عمل كند . و فرض سوّم نيز ، به سه علّت ، صحيح نيست ، زيرا اوّلا : معمول خبر « أحرف خمسه » « 1 » كه همان حروف مشبهة بالفعل است ، از خود اين حروف مقدّم نمىشوند ، و ثانيا : معمول صلهء يك موصول ، مقدّم بر موصول نمىشوند ، و « أنّ » نيز كه از موصولات حرفى بوده داراى اين خصوصيت مىباشد . و ثالثا : بايد عامل با معمول در ظرف زمان متحد باشند ، لكن زمان « مشتركون » آخرت و آينده ، و زمان « إذ ظلمتم » نسبت به آن ماضى است زيرا زمان آن ، حيات دنيوى مىباشد . و بايد دانست كه قول اوّل - قول به حرفيت « إذ » - داراى اين دو اشكال معنوى و لفظى نمىباشد . متن و الجمهور لا يثبتون هذا القسم . قال ابو الفتح : راجعت أبا علي مرارا في قوله تعالى
وَ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْيَوْمَ إِذْ ظَلَمْتُمْ . . .
شرح اكثر نحويين قائل به « إذ » تعليليه نبوده و آن را اثبات نمىكنند ، بلكه مىگويند در اين موارد ، ظرفيت و تعليل از سياق كلام فهميده مىشود . ابو الفتح بن جنى از تلاميذ ابو على فارسى مىگويد : بارها به استاد خود ابو على فارسى كه قائل به بدليت « إذ » از « اليوم » است مراجعه كردم و به بدل واقع شدن « إذ » در فرض اسميت آن از « اليوم » در آيه ، او را مورد اشكال و سؤال قرار دادم ، زيرا زمان « إذ ظلمتم » حيات دنياست و مراد از « اليوم » حيات آخرت است و بدل و مبدل منه بايد تناسب در معنا داشته باشند و تناقض در زمان نداشته
هامش
( 1 ) - مراد از أحرف خمسه ، حروف مشبهة بالفعل است كه هرچند تعداد آنها شش‌تاست ، لكن چون بعضى از نحويين « إنّ يا أنّ » را فرع ديگرى دانسته‌اند ، به آنها أحرف خمسه گويند .