محذوف مىباشد . و در اصل آن اسم ، مفعول بوده است و هماكنون مضاف اليه آن به جاى آن ، مفعول واقع شده است ، بنابراين تقدير در آيه به اين صورت است :
« و اذكر قصة مريم إذ انتبذت » .
بايد دانست كه خود « مريم » و اسمهاى مشابه آن نمىتوانند متعلّق ظروف واقع شوند چون هيچ نحوه شباهتى به فعل كه اصل در متعلّق است ندارند .
بنابراين « إذ » ظرف است براى « قصّة » يا « حديث » يا « نبأ » چنان كه شيخ طوسى « 1 » و علامهء طباطبايى « 2 » اين رأى را دارند .
عباس حسن « 3 » مىگويد : « إذ ظرف للزمن الماضى و أكثر استعمالتها . . . و هى مبنية على السكون غيرمتصرفة في الأغلب و تكون أحيانا مضافا اليه . » بنابراين ايشان نيز مبناى جمهور را پذيرفته است .
و مؤيد قول جمهور ، ذكر و تصريح به همين متعلّق « إذ » كه مفعول به براى « اذكر » بوده و « إذ » ظرف براى آن است ، در عبارات فصيح مىباشد . مانند آيهء شريفهء :
وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً
« آل عمران / 103 » كه « إذ » ظرف براى مفعول به مذكور يعنى « نعمة » مىباشد .
شايان ذكر است اين شيوهء استنباط در نحو را قياس محذوف بر مذكور گويند .
بنابراين تمامى آياتى كه توهم مىشود « إذ » ، چون لفظى كه قابليت مفعول به بودن را دارا باشد در كلام وجود ندارد ؛ مفعول به است ، حمل و قياس به اين آيهء شريفه مىگردد ، و گفته مىشود همانطور كه « إذ » در اين آيه ظرف براى مفعولبه مذكور است ، در آن آيات نيز ظرف براى مفعول به محذوف مىباشد ، و مفعول به براى آن فعل نمىباشد .
متن الوجه الثّاني : أن تكون اسما للزمن المستقبل ، نحو :
يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها
« الزلزلة / 4 »
هامش
( 1 ) - مجمع البيان : 3 / 507 .
( 2 ) - الميزان : 14 / 34 .
( 3 ) - النحو الوافي : 2 / 258 .