حذف جايز نيست ، و قول خليل بن احمد نيز كه در آيه اين چنين است جايز نمىباشد .
و ثالثا : در زبان عرب ثابت نشده است زائده واقع شدن « من » در كلام مثبت ، چنان كه ابن مالك مىگويد :
و زيد في النفي و شبهه فجّر * نكرة كما لباغ من مفرّ
و اين رد قول كسائى و اخفش است .
و قول الشاعر : عطف است بر « أنّ التعليق » كه محلا مرفوع و فاعل « يردّ » مىباشد ، بنابراين علاوه بر ردهاى سهگانهء بالا ، اين قول شاعر نيز تمامى آن سه قول در مفعول « لننزعن » را رد مىكند .
بنابراين قول شاعر كه غسان بن علة بن مرة از شعراى مخضرم است كه به ضم « أيّ » روايت شده است دليل ديگرى بر رد آن سه قول مىباشد :
« إذا ما لقيت بني مالك * فسلّم على أيّهم أفضل » « 1 »
و اين مضموم بودن « أيّ » موصوله دليل بر عدم صحّت آن سه قول است ، اما قول يونس را رد مىكند ، زيرا او براى توجيه مضموم بودن « أيّ » مجبور است بگويد حرف جر معلّق از عمل شده و ضمهء « أيّ » بنابر ابتدائيت است ، و اين صحيح نيست زيرا حروف جر هرگز معلّق از عمل نمىشوند . بنابراين مضموم بودن « أيّ » در شعر ، دليل بر موصوليت و بناء « أيّ » در اين حالت است .
بنابراين « أيّ » در آيه نيز مبنى و موصول و محل آن نصب بنا بر مفعوليت است .
و با اين شعر ، قول خليل بن احمد نيز رد مىشود ، زيرا او براى توجيه مضموم بودن « أيّ » مجبور است همانند آيه بگويد : حرف جر ، داخل بر موصول و صلهء محذوفى شده است كه مقول قول استفهامى آن باقى است ، و تقدير آيه اين گونه است : « على الذي يقال فيه أيّهم أفضل » . در حالى كه حذف موصول مجرور و
هامش
( 1 ) - أوضح المسالك : 1 / 108 ، شرح ابن عقيل : 1 / 162 ، شرح الاشموني : 1 / 166 ، الخزانة : 2 / 522 ، الإنصاف : 2 / 715 ، همع الهوامع : 1 / 84 ، إعراب القرآن : 3 / 828 ، لسان العرب : 14 / 56 ، التصريح على التوضيح : 1 / 135 ، شرح شواهد المغني : 1 / 236 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 2 / 152 .