« استهلّت » است و كل جمله اسميه بدل از مفعول قبل است .
معناى شعر : « در انتظار نصر و دو ستاره سماك بودم كه كداميك اين دو بر من از باران مىبارد ابرهاى باران دارشان » .
اين شعر كنايه از دادن صله و انعام است ، مرجع ضمير « أيهما » ، نصر و السماكين است و ضمير « مواطره » عود بر « أيهما » مىكند .
3 - موصوله : سومين صنف « أيّ » موصوله مشترك است كه يك لفظ ، كار شش لفظ موصول مختصه مانند الذي و فروعش ، را انجام مىدهد و موصولات اسميه مشتركه عبارتند از : « من ، ما ، ال ، ذو ، ذا ، أيّ » و مراد از آنها از حيث تعداد و جنس به واسطهء ضمير عائد شناخته مىشود .
« أيّ » موصوله گاهى با تاء مؤنث « أيّة » استعمال مىشود ، و صله آن نيز همواره بايد جملهء اسميهاى كه مبتداى آن ضمير عائد به موصول كه به آن صدر صله مىگويند ، باشد . و در هنگام استعمال ، داراى چهار حالت است :
1 - مضاف به ضمير و تمام جملهء صله مذكور باشد ، مانند : « جائني أيّهم هو عالم » .
2 - غير مضاف و تمام جملهء صله ذكر شده باشد ، مانند : « جائني أيّ هو عالم » .
3 - غير مضاف و صدر صله حذف شده باشد ، مانند : « جائني أىّ عالم » .
4 - مضاف و صدر صله حذف شده باشد ، مانند : « جائني أيّهم عالم » .
در سه صورت اوّل ، علما اتفاق دارند كه « أيّ » معرب است ، ولى در صورت چهارم بين نحويين اختلاف است .
مانند :
لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيُّهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمنِ عِتِيًّا
« مريم / 61 »
شاهد در موصوله بودن « أيّ » است و جملهء بعد از آن صله مىباشد ، و مبتدأ آن كه به صدر صله مشهور است حذف گرديده ، و خبر آن « أشدّ » باقى مانده است ، و تقدير معنوى اين آيه اين گونه است : « لننزعنّ من كل شيعة الذى هو أشد » .
در اينجا به واسطهء خبر « أشد » مشخص گرديد كه مبتدأ « هو » مفرد مذكر است و با آن معادل « أيّ » از موصولات مختصه معين و معلوم مىگردد ، و چون صدر صله