مانند قول شاعر دربارهء استقامت در سختىها و صبر بر آن :
« لأستسهلنّ الصعب أو أدرك المنى * فما انقادت الآمال إلّا لصابر » « 1 »
شاهد در داشتن « أو » معناى « إلى » و نصب فعل مضارع بعد از آن به واسطهء « أن » مقدّر است .
معناى شعر : « هرآينه سهل مىشمارم حتما سختيها را تا اينكه درك كنم آرزوها را بنابراين تسليم نمىشود تمنّاهاى انسان مگر براى شخص صابر » .
« المنى » به ضمّ ميم جمع « المنية » به معناى آرزو و « الآمال » جمع « الأمل » به معناى تمنّا و آرزو و « انقادت » از مادهء انقياد به معناى تسليم شدن است .
و من قال في : و هركسى كه در آيهء « أو تفرضوا » مىگويد : نون آن به نصب افتاده است و عطف بر « تمسوهن » نيست ، اين معنا را براى « أو » در آيه جايز مىداند و در اين فرض معناى آن « إلى أن تفرضوا » مىشود و غايت براى « لا جناح » و متعلّق به آن است و معناى آيه اينطور مىشود :
« لا جناح في الطلاق ما لم تمسّوهن إلى أن تفرضوا » .
يعنى حقى نيست بر عدهء شما مردان در طلاق زن ، مادامى كه مضاجعت نكردهايد ، تا اينكه مهريه تعيين نمائيد - كه در اين صورت نصف مهر المسمى را بايد بدهيد - و لازم به ذكر است كه « أو تفرضوا » به اين معنا نمىتواند غايت و قيد براى عدم المسيس
« ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ »
باشد ؛ زيرا ، عدم تعيين مهريه غايت عدم مسيس نمىباشد ، به دليل اينكه غايت بايد جزء يا همانند جزء براى مغيّى باشد در حالى كه عدم تعيين مهريه اين چنين ارتباطى با عدم مسيس ندارد .
10 - دهمين معناى « أو » ، تقريب زمانى وقوع معطوف و معطوف عليه است ، مانند : « ما أدري أسلّم أو ودّع » متكلّم دربارهء شخصى كه بعد از سلام ، فورى خداحافظى مىكند ، مىگويد : « نمىدانم كه آيا سلام كرد يا خداحافظى نمود » .
هامش
( 1 ) - الكتاب : 1 / 501 ، لسان العرب : 5 / 389 ، شرح ابن عقيل : 2 / 346 ، التصريح على التوضيح : 2 / 236 ، شرح الاشموني : 3 / 295 ، البهجة المرضية 194 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 1 / 284 ، شرح شواهد المغني : 1 / 205 ، شذور الذهب : 299 ، أوضح المسالك : 3 / 173 .