و حريرى از علماى ادبيات كه داراى كتاب مقامات حريرى است ، ادعا كرده است كه « أو » مفيد معناى تقريب در اين كلام است .
11 - شرطيه : يعنى « أو » داراى معناى « إن » مىباشد ، زيرا كه صحيح است به جاى آن « إن » در جمله قرار گرفته و به معناى اوّليهء كلام خللى و تغييرى وارد نشود ، مانند : « لأضربنّه عاش أو مات » يعنى : « إن عاش و إن مات » و مانند « لآتينّك أعطيتني أو حرمتني » يعنى : « إن أعطيتني و إن حرمتني » .
همانطور كه ملاحظه گرديد ، « إن » جايگزين « أو » در هردو جمله شد و معناى كلام هيچگونه تغييرى نيافت ، بنابراين اين دو كلمه مترادف هستند ، اين معنا را براى « أو » ابن شجرى بيان كرده است .
12 - تبعيض : در اين معنا « أو » دلالت بر جزء و بعض بودن معطوف و معطوف عليه براى كلمه يا جملهء قبل از معطوف عليه مىكند ، مانند :
وَ قالُوا كُونُوا هُوداً أَوْ نَصارى
« البقرة / 135 »
در اين آيه « أو » بيان مىكند كه هركدام از
« كُونُوا هُوداً »
و « كونوا نصارى » ، بعض و جزئى از قول در « قالوا » هستند ، زيرا « قالوا » يعنى مىگفتند اهل كتاب - يهوديان و مسيحيان - كه با « أو » تبعيض شده و مقول قول هركدام جداگانه آورده شده است و تقدير اين گونه است :
« قال بعضهم كونوا هودا و قال بعضهم كونوا نصارى » ، اين معنا را ابن شجرى از بعضى از كوفيين براى « أو » نقل كرده است .
و الذي يظهر : مطلبى كه در اينجا آشكار و ظاهر به نظر مىرسد اين است كه مراد كوفيون از معناى تبعيض همان تفصيل است ، لكن آن را به تعبير ديگرى بيان كردهاند ، زيرا هركدام از معطوف و معطوف عليه در « أو » تفصيليه ، بعض و جزء ، كلمهء مجملى است كه قبل از اين دو ذكر شده است ، پس اين معناى ديگرى براى « أو » غير از تفصيل نيست لكن ابن شجرى اين مطلب را توجّه نداشته است ، بنابراين نسبت دادن ابن شجرى اين معنا را به كوفيين بطور مجزا از معناى تفصيل صحيح نمىباشد .