تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
8 - هشتمين معناى « أو » ، استثناء همانند « إلّا » است و علامت آن ، جايگزينى « إلّا » به جاى آن در عبارت و عدم تغيير معناى كلام است . و فعل مضارع اگر بعد از « أو » به اين معنا قرار گيرد به واسطهء « أن » مصدريهء مقدّر منصوب مىشود ، چنان كه ابن مالك در موارد نصب فعل مضارع مىگويد :
كذاك بعد « أو » إذا يصلح في * موضعها « حتّى » أو « إلّا » إن خفي
مانند قول زياد بن سلمى كه به جهت لكنت زبان به « أعجم » ملقّب شده بود و از شعراى صدر اسلام كه با اين شعر مغيرة بن حبناء را كه از شعراء است هجو و سرزنش مىكند :
« و كنت إذا غمزت قناة قوم * كسرت كعوبها أو تستقيما » « 1 »
شاهد در داشتن « أو » معناى استثناء و نصب مضارع بعد از آن به « أنّ » مقدّره است . معناى شعر : « بوده‌ام اين گونه كه اگر زمانى بفشارم نيزهء قومى - كنايه از مخاصمه‌كردن با بنيان قومى است - اراده مىكنم شكستن گره‌هاى آن نيزه - يعنى هلاك آن بنيان و اساس قوم - تا اينكه به راه مستقيم آيند و تسليم شوند » . و حمل عليه بعض المحقّقين : بعضى از محققين مانند زمخشرى « 2 » حمل كرده‌اند « أو » در اين آيه را بر معناى استثناء :
لا جُناحَ عَلَيْكُمْ إِنْ طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ما لَمْ تَمَسُّوهُنَّ أَوْ تَفْرِضُوا لَهُنَّ فَرِيضَةً
« البقرة / 236 » به همين علّت « تفرضوا » را منصوب به « أن » مقّدر گرفته‌اند و معناى آيه اين گونه مىشود : « نيست حقى بر عهدهء شما اگر طلاق دهيد زنان را مادامى كه مضاجعت نكرده‌ايد آنان را ، مگر اينكه تعيين كرده باشيد براى آنها مهريه » . كه در اين صورت بايد نصف مهر معين شده ( مهر المسمى ) در هنگام طلاق به زن داده شود .
هامش
( 1 ) - الكتاب : 1 / 501 ، لسان العرب : 5 / 389 ، أوضح المسالك : 3 / 173 ، شرح ابن عقيل : 2 / 347 ، شرح ابن يعيش : 5 / 15 ، شذور الذهب : 299 ، شرح الاشموني : 3 / 295 ، البهجة المرضية 194 ، التصريح على التوضيح : 2 / 236 ، شرح شواهد المغني : 1 / 205 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 1 / 284 . ( 2 ) - الكشاف : 1 / 284 .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 296 | غلامعلى صفايى