از طرفين « أو » آزاد مىگذارد مثل آيهء شريفه كه در تشبيه قلوب كفار نازل شده است :
فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً
« البقرة / 74 »
ب : اباحه در اندازهگيرى : مانند اين آيهء شريفه كه در مقام بيان منزلت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است :
فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
« النجم / 9 »
با توجّه به نبودن فعل طلبى قبل از « أو » در اين آيه ، معلوم مىشود كه ابن مالك شرط وجوب تقدّم فعل طلبى بر « أو » اباحه را قبول ندارد و مىگويد : اين معنا اختصاص به تقدم طلب بر آن ندارد .
5 - جمع مطلق همانند معناى واو ، و مراد از جمع مطلق ، عدم ملاحظهء كيفيت معطوف و معطوف عليه در داشتن حكم است ، بطوريكه مانند واو هيچگونه اين دو مقيّد به قبليت و يا بعديت و يا مصاحبت ديگرى نمىباشد .
اين معنا را براى « أو » كوفيون و اخفش و ابو عمر و صالح بن اسحاق جرمى از شاگردان اخفش ، و يونس و ابن مالك و محقق رضى « 1 » بيان داشته و شرط كردهاند كه بايد در كلامى استعمال شود كه با ديگر معانى « أو » اشتباه نگردد .
و ربّما عاقبت الواو إذا * لم يلف ذو النّطق للبس منفذا
و اين گروه احتجاج كردهاند براى اثبات اين معنا به قول أبي ذويب هذلى كه توصيف يك سال قحط مىكند :
« و كان سيّان أن لا يسرحوا نعما * أو يسرحوه بها و اغبرّت السوح » « 2 »
شاهد در معناى واو داشتن « أو » است ، زيرا كه « سيّان » دو شئ مىخواهد كه بيان كند آن دو متساويند ، پس « أو » به معناى واو است ، چون اين دو شئ بعد از كلمه « سىّ » همواره با واو عطف مىشوند .
تركيب شعر : اسم « كان » ضمير شأن مستتر است و جملهء اسميه بعد از آن خبر آن است و « سيّان » به معناى « مثلان » خبر مقدّم و « أن لا يسرحوه نعما » مؤوّل به
هامش
( 1 ) - شرح الكافية : 2 / 370 .
( 2 ) - البيان : 1 / 363 ، الخزانة : 2 / 342 ، شرح الكافية : 1 / 327 و 2 / 370 ، مجمع البيان : 2 / 340 ، لسان العرب : 14 / 412 ، إعراب القرآن : 2 / 610 ، أساس البلاغة : 223 ، التبيان : 1 / 92 و 307 ، شرح شواهد المغني : 1 / 198 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 2 / 30 .