عرفا ممكن و جايز باشد . مانند : « جالس العلماء و الزهاد » .
و از اين معناست « أو » كه در اين حديث نبوى در فضل علم و تعلّم مىباشد :
« اغد عالما أو متعلّما أو مستمعا أو محبّا لا تكن الخامس فتهلك » « 1 » .
معناى حديث : « بوده باش عالم يا محصّل يا شنونده علم يا دوستدار علم و نبوده باش غير از اين چهار قسم كه هلاك خواهى شد » .
و إذا دخلت « لا » الناهية : اگر « لا » ناهيه بر جملهاى كه در آن « أو » اباحه است ، داخل شود ، انتخاب و اختيار هردو ، و حتى اختيار يكى از معطوف و معطوف عليه را ممتنع مىكند ، زيرا معناى آن در حقيقت نهى از مباح بودن هردو است ، مانند آيهء شريفه كه خطاب به پيامبر است كه كفّار از او ، پيروىكردن از آيين كفر را مىخواستند :
لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً
« الإنسان / 24 »
و بنابراين معناى آيه اين گونه مىشود : « لا تطع أحدهما » يعنى اطاعت مكن هيچيك از آنها را .
پس بنابراين هركدام را - اطاعت از گناهكاران يا كافرين - پيامبر صلّى اللّه عليه و آله انجام دهد ، آن كار ، يكى از اين دو فعل منهى عنه خواهد بود .
و كذا الحكم النهي : و همچنين است حكم نهى كه داخل بر جملهاى كه در آن « أو » تخييريه ذكر شده است ، كه در حقيقت نهى از تخيير و انتخاب هردو است و در اين صورت انجام هيچكدام جايز نيست و اين قول موافق نظر سيرافى نيز مىباشد .
همين نظريه را در آيه زمخشرى « 2 » ، ابن انبارى « 3 » ، ابو البقاء « 4 » و شيخ طبرسى « 5 » اختيار كردهاند .
ذكر ابن مالك : ابن مالك ذكر كرده است كه بيشترين موارد استعمال « أو » كه داراى معناى اباحه است در دو جاست :
الف : اباحه در تشبيه : يعنى متكلّم مخاطب را در تشبيهكردن چيزى به يكى
هامش
( 1 ) - محجة البيضاء : 1 / 22 .
( 2 ) - الكشاف : 4 / 675 .
( 3 ) - البيان : 2 / 484 .
( 4 ) - الإملاء : 2 / 277 .
( 5 ) - مجمع البيان : 5 / 413 .