صدتاست درست نمىشد ، زيرا او گفته بود :
ليت الحمام ليه * إلى حمامتنا
أو نصفه فقد * ثمّ الحمام ميه
معناى شعر : « گفت زرقاء : اى كاش اين كبوتران - در آسمان - براى من بود با يك كبوترى كه خودم دارم و نصف آن كبوتران در آسمان بنابراين بس بود مرا . پس شمارش كردند آن كبوتران را در آسمان و نصف آن و يافتند همانگونه كه او گفته بود كه 99 كبوتر مىشد ، نه كم مىبود و نه زياد » .
بايد دانست كه عدد نود و نه از مجموع آن كبوتران به اضافهء نصف آن ، بدست مىآيد كه به اضافه يك كبوتر او صد كبوتر مىشدند . پس تعداد آن كبوتران 66 بوده است كه به اضافهء نصف آن ( 33 ) ، 99 عدد مىشدهاند .
« إلى » در شعر به معناى « مع » و « قد » به معناى « كافى » است .
و يقوّيه أنّه : و اين قول را روايت ديگر شعر كه با واو است ، تأييد مىكند زيرا « اختلاف الروايات تدل على ترادف الكلمات » .
6 - اضراب و انتقال از كلام سابق و توجّه و عنايت به كلام لاحق ، مانند معناى « بل » ، نقل شده است از سيبويه « 1 » اجازه دادن اين معنا را براى « أو » به دو شرط :
الف : تقدّم نفى و نهى قبل از معطوف عليه .
ب : اعاده و تكرار عامل معطوف عليه بر معطوف .
مانند : « ما قام زيد أو ما قام عمرو » و « لا يقم زيد أو لا يقم عمرو » .
در مثال اوّل ، تقدم نفى و تكرار عامل معطوف عليه « ما قام » بر معطوف است و در مثال دوّم نيز تقدم نهى و اعادهء عامل مىباشد .
قال الكوفيون : كوفيون و ابو على فارسى و ابو الفتح بن جنى و ابن برهان مىگويند : « أو » در استعمال عرب مىآيد براى معناى اضراب مطلقا و بدون هيچ شرطى ، و احتجاج و استدلال مىكنند به قراءت « 2 » ابى السمال از قراء بصره در اين
هامش
( 1 ) - الكتاب : 1 / 574 .
( 2 ) - الكشاف : 1 / 171 .