منت تربيت و پرورش مىگذاشت و مىگفت :
أَ لَمْ نُرَبِّكَ فِينا وَلِيداً وَ لَبِثْتَ فِينا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ
« الشعراء / 19 » نه اينكه بخواهد اخبار دهد به وجود اين منت . بنابراين در اينجا لفظى در تقدير است كه دلالت بر انكار اين منت مىكند و آن همزهء استفهام است زيرا گاهى از استفهام ، ارادهء معناى انكار مىشود . مثل رد نمودن ادعاى كسى كه قائل به قيام زيد مىباشد و شما در رد او مىگوييد : « أزيد قائم » .
و اين قول اخفش را در آيه ابو البقاء « 1 » و علامهء طباطبايى « 2 » اختيار نمودهاند .
دومّين آيهاى كه اخفش قائل به استفهامى بودن آن مىباشد و در آن همزه نيز حذف گرديده ، آيهء شريفهء
( هذا رَبِّي )
كه در سه موضع از سورهء الأنعام مذكور است ، مىباشد كه حضرت ابراهيم عليه السّلام در مقام استدلال بر توحيد و رد ستاره و ماه و خورشيدپرستان ، از آن استفاده كرده است :
الف : موضع اوّل :
فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً ، قالَ هذا رَبِّي ، فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ
« الأنعام / 76 » و چون پيامبران هيچگاه مشرك نمىتوانند باشند ، بنابراين آيه به تقدير همزهء استفهام انكارى است و الّا ، بايد گفت كه حضرت ابراهيم عليه السّلام در ابتدا ستارهپرست بوده است و او با اين آيه به آن خبر مىدهد . و در آيهء دوّم و سوّم نيز وجه استدلال اين چنين است .
ب : موضع دوّم :
فَلَمَّا رَأَى الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّي ، فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ يَهْدِنِي رَبِّي لَأَكُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّينَ
« الأنعام / 77 »
ج : موضع سوّم :
فَلَمَّا رَأَى الشَّمْسَ بازِغَةً قالَ هذا رَبِّي هذا أَكْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قالَ يا قَوْمِ إِنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ
« الأنعام / 78 »
زجّاج « 3 » و ابو البقاء « 4 » در اين تقدير با اخفش موافقند .
اما محققين اهل نحو و تفسير قائلند به اينكه اين آيهء شريفه در هرسه موضع ، و آيهء شريفه سورهء شعراء ، خبريه است و استفهامى نمىباشد و البته آن اشكال إخبار اين دو پيامبر به منّت و شرك هم لازم نمىآيد . زيرا اين كلام ، اخبار به مذهب خود
هامش
( 1 ) - الإملاء : 2 / 167 .
( 2 ) - الميزان : 15 / 265 .
( 3 ) - إعراب القرآن : 1 / 352 .
( 4 ) - الإملاء : 1 / 249 .