تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
تركيب شعر : همزه براى استفهام و « يذهب » فعل و « مدح » فاعل و مضاف به ياء ضمير متكلّم و « المحبّين » عطف بر ياء متكلّم است و « ضائعا » صفت براى مفعول مطلق محذوف - ذهابا ضائعا - و باء « بضائع » حرف جر زائد بر خبر « ما » نافيه مىباشد . و « المدح » اسم آن و جار و مجرور متعلّق به « المدح » است و « الإله » مضاف اليه براى « ذات » مىباشد . معناى شعر : « آيا مدح من و عاشقان على عليه السّلام ، آن حضرت را ، از بين مىرود از بين رفتنى ؟ هرگز مدح به خاطر خدا از بين نمىرود » . 2 - استفهام تصورى : عبارت است از طلب درك و فهم يكى از طرفين قضيه كه عبارتند از : موضوع و محمول يا يكى از خصوصيات قضيه مثل زمان يا مكان وقوع آن ، با علم سائل به كيفيت نسبت . مثلا او مىداند كه قيامى واقع شده است براى شخصى ، لكن نمىداند او « زيد » است يا « عمرو » به همين جهت سؤال مىكند « أزيد قائم أم عمرو » و او طلب تصور و علم به موضوع جملهء مورد سؤال مىكند . كه به اين‌گونه استفهام ، استفهام تصورى موضوعيه گويند . يا مىداند كه « زيد » كارى كرده است نمىداند قيام است يا قعود . سؤال مىكند « أقائم زيد أم قاعد » كه به آن استفهام تصورى محموليه گويند . و مثل آيهء
إِنْ أَدْرِي أَ قَرِيبٌ أَمْ بَعِيدٌ ما تُوعَدُونَ
كه آيه از موارد استعمال همزه براى استفهام تصورى محموليه است و « إن » نافيه است و « أدرى » از افعال قلوب به معناى « أعلم » و به واسطهء استفهام معلّق از عمل شده است و « قريب » خبر مقدم و « بعيد » به واسطه « أم » عطف بر آن است و
« ما تُوعَدُونَ »
مبتداى مؤخّر است و مؤوّل به مصدر و مراد از
« ما تُوعَدُونَ »
وقت روز قيامت است . بايد دانست كه : 1 - در استفهام تصورى به همزه به تعداد احتمالات در استفهام ، كلمه « أم » متصله استعمال مىشود . در مثال سابق ترديد و ابهام بين « زيد » و يك نفر ديگر بود ، به همين علّت يك « أم » در عبارت آمد ، اما اگر ترديد بين « زيد » و دو نفر شد دو « أم » استعمال مىشود مثل : « أزيد قائم أم عمرو أم بكر » .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 29 | غلامعلى صفايى