، اشمونى در آيه همينگونه تركيب مىكند .
البته در هردو آيه احتمال ديگرى نيز وجود دارد كه « أن » مصدريه باشد و جملهء بعد از آن ، مؤول به مصدر و مفعول فعل قبل از آن باشد ، لكن چون فعل « أوحينا » و « نودوا » لازم هستند و با حرف جرّ كه باء است متعدى مىشوند ، قبل « أن » باء در تقدير مىباشد .
بايد اين نكته را توجّه داشت كه بنابراين احتمال ، در آيهء اوّل « أن » مصدريه كه از اصل وضع دو حرفى بوده است مىباشد ، زيرا كه بر فعل امر آمده و مخفّفه از ثقليه ، نمىتواند بر فعل امر قرار گيرد . در آيهء دوّم « أن » مخفّفه از ثقيله است ، زيرا بر جملهء اسميه آمده كه « أن » مصدريه نمىتواند بر آن وارد شود .
طبرسى « 1 » ، ابو البقاء « 2 » ، مكى بن أبى طالب « 3 » و زمخشرى « 4 » هردو احتمال را در آيه جايز مىدانند .
متن عن الكوفيين : إنكار « أن » التفسيرية البتة و هو متجه ؛ لأنّه إذا قيل : « كتبت إليه أن قم » لم يكن « قم » نفس « كتبت » كما كان الذهب نفس العسجد في . . .
شرح نقل شده است از كوفيين ، انكار و عدم قبول مفسّره بودن « أن » را قطعا ، و همين نظريه نيز صحيح است ، زيرا كه بايد مفسّره عين مفسّره باشد در حالى كه در اين مواردى كه گفته مىشود « أن » تفسيريه است ، اين گونه نمىباشد .
بهعنوان مثال : اگر گفته شود : « كتبت إليه أن قم » نمىتوان گفت : « أن » تفسيريه است ، زيرا جملهء « قم » عين جملهء « كتبت إليه » نيست ، چون يكى از مقولهء قيام و ديگرى از كتابت است . لكن كلمه « أي » در مثل قول شما : « هذا عسجد أى ذهب » ، تفسيريه است ، زيرا « ذهب » عين « عسجد » است .
هامش
( 1 ) - مجمع البيان : 3 / 420 .
( 2 ) - الإملاء : 1 / 274 .
( 3 ) - مشكل إعراب القرآن : 1 / 370 .
( 4 ) - الكشاف : 2 / 105 .