فالأحسن الفصل ب « قد » أو نفي أو * تنفيس أو « لو » و قليل ذكر « لو »
متن الوجه الثّالث : أن تكون مفسّرة بمنزلة « أي » ، نحو :
فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ
« المؤمنون / 27 »
شرح سوّمين وجه از وجوه چهارگانه « أن » ، مفسّره است به اين معنا كه مابعد آن ، تفسير ماقبل مىباشد .
در جملهء تفسيريه سه شئ موجود است :
1 - مفسّر : شئ مبهم و مجملى كه قبل از ادات تفسير ذكر مىشود .
2 - مفسّر : عبارت روشن كننده و توضيح دهندهء آن شئ مبهم ، كه بعد از ادات تفسير ذكر مىگردد .
3 - ادات تفسير : كه بين مفسّر و مفسّر قرار مىگيرند و بيان مىكنند كه لفظ بعد از آن مفسّر قبل از آن است و اين ادات عبارتند از : « أن » و « أى »
بنابراين چون اين ادات در بين مفسّر و مفسّر واقع مىشوند به آنها تفسيريه مىگويند و خود آنها مفسّر نيستند .
و اين حرف مهمل و غير عامل است و جملهء بعد از آنها محل اعراب ندارد ، لكن صبان « 1 » مىگويد : محل اعراب دارد و تابع جملهء مفسّر است .
از مثالهاى اين وجه كه در جمله فعليه آمده ، آيهء شريفه مذكور در متن است كه در بيان وحى به حضرت نوح مىباشد و « أن » در آيه بيانگر اين معنا است كه آيهء مابعد
« اصْنَعِ الْفُلْكَ »
تفسير آيهء ماقبل
« فَأَوْحَيْنا إِلَيْهِ »
است . زيرا اين آيه يك نحو اجمال دارد كه چه چيزى به حضرت نوح عليه السّلام وحى شد ؟ چنان كه أزهرى « 2 » نيز اين نظريه را در آيه دارد .
و مثال آن كه بر جملهء اسميه آمده ، آيهء شريفهاى است كه در بيان خصوصيات روز قيامت براى مؤمنين است :
نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ
« الأعراف / 43 » و
هامش
( 1 ) - حاشية الصبان : 3 / 285 .
( 2 ) - موصل الطلاب : 89 .