و يكى از معيارهايى كه مىتوان تشخيص داد كه يك كلمه داراى معناى كلمهء ديگرى است يا نيست ، اين است كه به جاى هم قرار گيرند و از جهت معنا و قواعد نحوى خللى در كلام ايجاد نشود ، و در اينجا نمىتواند « أن » به جاى « أي » و بالعكس واقع شود ، زيرا كه در مانند مثال اوّل اگر « أي » به جاى « أن » گذاشته شود ، طبع و ذوق بشرى آن را نمىپذيرد ، چون ماقبل « أي » و مابعد آن عين هم نيستند .
فايده : سيبويه « 1 » ، محقق رضى « 2 » ، ابن حاجب و كثيرى از نحويين « أن » تفسيريه را قبول دارند و در جواب به اشكال عدم يكى بودن ماقبل و مابعد مىگويند : كه مابعد « أن » ، تفسير ماقبل فعل مذكور نيست ، بلكه تفسير يك مفعول محذوف « شيئا » است كه مابعد ، آن را تفسير مىكند ، و در مثال ، « قم » تفسير « شيئا » مفعول محذوف « كتبت » است ، بنابراين تقدير عبارت اين گونه است : « كتبت إليه شيئا أن قم » . و آن شئ محذوف كه نوشته شده است همان « قم » است ، پس باهم عينيت دارند ، عباس حسن « 3 » نيز اين قول را قائل است .
متن و لها عند مثبتها شروط : أحدهما : أن تقع بين الجملتين كما تقدّم . الثّاني : أن يكون في الجملة السابقة معنى القول كما مر ، و منه . . .
شرح و نزد قائلين و مثبتين « أن » تفسيريه ، براى آن چهار شرط است :
1 - بين دو جمله باشد ، زيرا « أن » مفسّر جمله است مانند مثالهايى كه گذشت .
2 - فعل در جملهء مفسّر معناى قول داشته باشد يعنى همانطور كه « قول » و مشتقات آن ، بيان آنچه كه در ضمير و نهاد انسان است مىكنند ، اين فعلى كه در جمله مفسّر است بايد اين گونه باشد مثل « كتبت » ، « أوحينا » و « نودوا » كه مثالهاى
هامش
( 1 ) - الكتاب : 1 / 561 .
( 2 ) - شرح الكافية : 2 / 385 .
( 3 ) - النحو الوافي : 4 / 277 .