تأويل به مصدر و استقبالى مىكند و به همين علّت ، احتمالى مىشود ، بنابراين متناسب به آن فعل غير يقينى است . مانند قول خداوند :
عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى
« المزمل / 20 »
شاهد در وقوع « أن » مخفّفه بعد از فعل يقيينى « علم » است .
و مانند قول جرير از شعراى مقدّم كه معاصر با فرزدق و اخطل بوده و اين شعر در هجو فرزدق كه قسم خورده بود كه مردى از قبيلهء بنى كلاب بنام مربع را بكشد ، مىباشد :
« زعم الفرزدق أن سيقتل مربعا * أبشر به طول سلامة يا مربع » « 1 »
و رأيت نبلك يا فرزدق قصّرت * و رايت قوسك ليس فيها منزع
شاهد در آيه ، وقوع « أن » مخفّفه از ثقيله بعد از فعلى است كه مصدر آن دلالت بر يقين و علم مىكند ، و در شعر ، وقوع آن بعد از فعلى مىباشد كه نازل منزلهء يقين است ، زيرا « زعم » معناى « اطمئن » دارد .
معناى شعر : « اطمينان دارد فرزدق كه همانا به زودى مىكشد مربع را ، بشارت ده اى مربع به طول عمر و سلامت خود » .
« أن » هذه ثلاثية الوضع : بايد دانست كه اين « أن » در اصل وضع ، سه حرفى و هماكنون به وضع ثانوى مخفّف گشته و مأخوذ از « أنّ » مىباشد ، و داراى تمامى خصوصيات اصل خود مىباشد ، بنابراين دو عمل اصل خود را داراست كه عبارتند از :
1 - عمل معنوى و آن ، تأويل به مصدر بردن مابعد و تأكيد آن مىباشد .
2 - عمل لفظى كه نصب اسم و رفع خبر است .
ولى مذهب كوفيون اين است كه « أن » مخفّفه از ثقيله اصلا عمل نمىكند ، زيرا حروف مشبهة بالفعل به علّت اينكه شباهت به فعل در معنا و در لفظ دارند عمل مىكنند ، بهعنوان مثال ، فعل ماضى سه حرفى و بيشتر است ( شرب -
هامش
( 1 ) - ديوان جرير : 348 ، الأمالي لابن الشجري : 1 / 225 ، لسان العرب : 8 / 112 ، شرح شواهد المغني : 1 / 103 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 1 / 144 .