در حالى كه همهء نحويين مصدريه بودن « كي » را قبول دارند .
متن ثمّ ممّا يقطع به على قوله بالبطلان حكاية سيبويه : « كتبت إليه بأن قم » و أجاب عنها .
شرح سپس از امورى كه قطع پيدا مىشود به وسيلهء آن ، بر بطلان قول ابو حيان ، حكايت سيبويه است از عرب ، كه باء جاره بر « أن » داخل بر فعل امر ، واقع شده است و اين خود كاشف از اين است كه اين « أن » مصدريه است كه بر فعل امر آمده تا آن را تأويل به مصدر برد و اسم مؤول بشود تا حرف جر بتواند بر آن داخل شود ، زيرا حرف جر يا بر اسم صريح يا بر اسم مؤول مىآيد ، در حالى كه اگر اين « أن » تفسيريه بود ، به هيچ صورت حرف جر بر آن داخل نمىشد ، زيرا كه نه حرف جر بر حروف مىآيد و نه « أن » تفسيريه مىتواند قبل از آن حرف جر باشد ، و اين يكى از شرايط « أن » تفسيريه است .
و ابو حيان جواب داده است از اين حكايت سيبويه به اينكه نمىتواند اين كلام عرب متمسّك و دليل بر حتميت « أن » مصدريه در مثال باشد ، چون احتمال دارد باء زائده باشد .
و اين اشتباه فاحشى از ابوحيان است ، زيرا كه حروف جر - چه زائده و چه غير زائده - اصلا داخل بر كلمهاى نمىشوند مگر آن كلمه ، اسم صريح يا اسم مؤول باشد . و باء زائده نيز محل استعمال خاصى دارد كه اين حكايت ، از آن مواضع نيست و آن مواضع عبارت است از :
و بعد « ما » و « ليس » جرّ البا الخبر * و بعد « لا » و نفي « كان » قد يجرّ
و فاعل صيغه تعجب « أفعل به » و فاعل « كفى » و مبتدا و حالى كه عامل آن منفى است و كلمات تأكيد « نفس و عين » « 1 »
هامش
( 1 ) - ر . ك ، مغني الأديب : 1 / 83 .