آيهء شريفه يك گروه از مردم را كه آيات متشابه را گرفته و از معناى غير واقعى استفاده مىكنند ، بيان كرده
« فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ . . . »
و گروه ديگر كه آنها غير از گروه اوّل هستند و نحوهء برخوردشان با قرآن صحيح است ، بيان نمىكند كه تقدير آن اين گونه است . « أمّا غيرهم فيؤمنون به » به جهت اينكه مصداق آن « غيرهم » و نحوهء برخوردشان با قرآن در آخر آيه
وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ . . .
ذكر مىشود ، و همين قرينه بر حذف « أمّا » دوّم و مابعد آن است .
بطورىكه گويا گفته شده است : « أمّا الرّاسخون في العلم فيؤمنون به و يقولون . . . » و « الراسخون في العلم » همان « غيرهم » مىباشند قابل ذكر است كه بر طبق اين تركيب جمله « و الراسخون . . . » جملهء مستأنفه است و لكن اگر « الراسخون » عطف بر « اللّه » باشد ديگر اين قرينه نمىشود ، زيرا در اين صورت آيه در مقام بيان عالمان به تأويل مىشود ، نه كسانى كه در مقابل گروه اوّل هستند ، زيرا اين گروه تأويل را نمىدانند ، لكن ايمان به آيات دارند كه از ناحيهء خداست .
همين قول « استينافيه بودن واو » را فراء « 1 » ، علامه طباطبايى « 2 » ، دارند ، به خلاف مكى بن ابى طالب « 3 » ، زمخشرى « 4 » و ابوالبقاء « 5 » و طبرسى « 6 » كه مىگويند قول دوّم صحيح است و طبرسى مىگويد : مروى از امام باقر عليه السّلام است .
متن و قد تأتي لغير تفصيل أصلا نحو . . .
شرح « أمّا » همانطور كه گفته شد غالبا داراى معناى تفصيل است ، و گاهى داراى معناى تفصيل نمىباشد ، و آن مواضعى است كه قبل آن مجملى نمىباشد ، مثل اوائل خطبهها .
مانند قول امام حسين عليه السّلام در شب عاشورا در جمع اصحاب خود كه همگى ،
هامش
( 1 ) - معاني القرآن : 1 / 191 .
( 2 ) - الميزان : 3 / 26 .
( 3 ) - مشكل إعراب القرآن : 1 / 126 .
( 4 ) - الكشاف : 1 / 338 .
( 5 ) - الإملاء : 1 / 124 .
( 6 ) - مجمع البيان : 1 / 410 .