اين مىباشد كه به اندازه و مقدار تفصيل ، « أمّا » و مدخولش تكرار شود كه حداقل دوتا مىباشد . لكن گاهى اين تكرار ترك مىشود ، به واسطهء قرينهاى كه در كلام است و آن قرينه به دو صورت است :
1 - خود يك قسم مذكور قرينه بر قسم محذوف باشد .
2 - به جاى قسم محذوف ، كلام و جملهاى بعد از قسم مذكور ، جايگزين آن باشد .
مثال براى صورت اوّل : اين آيهء شريفه است كه در بيان تقسيمبندى مردم در برخورد با فرستادگان و كتب الهى مىباشد :
يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ اعْتَصَمُوا بِهِ فَسَيُدْخِلُهُمْ فِي رَحْمَةٍ مِنْهُ وَ فَضْلٍ
« النساء / 174 و 175 »
كلمهء « الناس » از حيث چگونگى برخوردشان با فرستادگان خدا و قرآن مجمل است ، و « أمّا » مىآيد و آن را تفصيل و توضيح مىدهد لكن يك دسته و گروه را از « الناس » بيان مىكند و قسم ديگر را ذكر نمىكند ، زيرا از خود قسم اوّل كه مؤمنين به خدا هستند ، قسم دوّم كه كافرين به خدا هستند ، و ضد پاداش مؤمنين نصيب دارند ، فهميده مىشود . بنابراين تقدير قسم غير مذكور اين گونه است : « و أمّا الّذين كفروا فلهم عذاب » . علامه طباطبايى « 1 » و زمخشرى « 2 » همين قول را در آيه اختيار كردهاند .
مثال براى صورت دوّم : اين آيهء شريفه مىباشد كه در بيان تقسيم آيات قرآنى و تقسيم انسان در چگونگى برخورد آنان با آن آيات است :
هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ، وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا
« آل عمران / 7 »
هامش
( 1 ) - الميزان : 5 / 102 .
( 2 ) - الكشاف : 1 / 597 .