تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
بيانگر اين مطلب است كه در ادامهء آيه و حديث و شعر نيز محل شاهد وجود دارد . و گاهى براى تتميم و كامل‌كردن معنا نيز مىآيد . پس در اينجا آيات ديگر سوره الواقعة كه بعد از اين آيه قرار دارد محل شاهد نيز مىباشد ، مانند :
وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ فَسَلامٌ لَكَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ .
3 - اسمى كه لفظ و يا محل آن منصوب است و در جملهء جواب بوده و مقدّم شده و عامل آن نيز در جمله جواب است ، مانند :
وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ
« الضحى / 10 و 11 » كه در اصل بوده : « و أمّا فلا تنهر السائل و أمّا فحدّث بنعمة ربك » و تقديم « السائل » شاهد براى تقديم اسم منصوب لفظى و تقديم « بنعمة ربّك » شاهد براى تقديم اسم منصوب محلى است ، زيرا اين جار و مجرور مفعول به واسطه بوده و در محل نصب است . 5 - پنجمين فاصل ، اسمى همانند اسمى كه فاصل در قسم چهارم مىشد مىباشد ، لكن آن اسم فاصل در قسم چهارم معمول عامل مذكور در جواب بود ، ولى در اين قسم معمول عامل محذوفى است كه فعل يا شبه فعلى كه در جواب است آن را تفسير مىكند ، مانند : « أمّا زيدا فاضربه » كه « زيدا » مفعول فعل محذوفى است كه « اضرب » مذكور آن را تفسير مىكند و جاى تقدير گرفتن آن نيز واجب است بين فاء و مدخولش باشد ، بنابراين تقدير در مثال اين گونه بوده است : « أمّا فاضرب زيدا اضربه » سپس « زيدا » مقدّم از فاء شد و « اضرب » حذف گرديد . و بايد دانست كه بين « أمّا » و آن اسم منصوب نمىتوان ، آن فعل را در تقدير گرفت ، زيرا « أمّا » متضمّن معناى فعلى مثل « يكن » است و هرگز فعل بر فعل داخل نمىشود . اگر اشكال شود كه در مثال « ليس خلق اللّه مثله » فعل « ليس » بر فعل « خلق » داخل شده است ، جواب آن است كه بين آن دو ، ضمير شأن مستتر در « ليس » كه اسم آن است ، فاصل است . 6 - آخرين فاصل بين « أمّا » و فاء جواب ، ظرف و مفعول فيه است كه يا معمول « أمّا » مىباشد ، و اگر اشكال شود كه « أمّا » حرف است و حرف نمىتواند متعلّق و عامل در ظرف باشد ، جواب داده مىشود كه او متضمن معناى فعل است ،