گرديده مىشود از سوارى بر من ؟ پس سيراب از من نمىشود ابن احمر » .
متن السّابع : موافقة « عند » و حمل عليه قوله تعالى :
ثُمَّ مَحِلُّها إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ
« الحج / 33 »
شرح هفتمين معناى « إلى » مترادف و همانند معناى « عند » است كه دلالت بر ظرفيت مابعد براى ماقبل مىكند و حمل گرديده شده بر همين معنا ، « الى » در آيهء شريفه مذكور در متن ، زيرا معناى آيه عبارت است از : سپس زمان انجام آن شعائر در كنار خانهء خداست . سيوطى « 1 » و اشمونى « 2 » قائل به اين معنا براى « إلى » مىباشند .
ولى علامهء طباطبايى ( ره ) « إلى » در آيه را به معناى اصلى خود ( انتهاى غايت ) مىداند . « 3 »
متن الثّامن : التّوكيد و هي الزائدة ، أثبت ذلك الفرّاء ، مستدلا بقراءة بعضهم في
أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ
« إبراهيم / 37 » بفتح الواو ، و خرّجت . . .
شرح هشتمين و آخرين معناى « إلى » ، توكيد كلام است و آن وقتى است كه زائده مىباشد ، اين معنا را براى آن ، فراء « 4 » بيان كرده است در حالى كه استدلال كرده براى اثبات آن به قراءت بعضى از قراء - كه مجاهد « 5 » مىباشد - در اين آيهء شريفه كه « تهوى » بفتح واو قراءت نموده است و چون ماده « هوى » در باب « يفعل » متعدى بالنفس مىباشد و نيازى به واسطه در تعدّى ندارد و به معناى « تحبّ » است ، بنابراين « إلى » زائده است ، ولى ابن كثير و ابو عمرو و حمزه « تهوي » به كسر واو به
هامش
( 1 ) - همع الهوامع : 2 / 20 .
( 2 ) - شرح الاشموني : 2 / 214 .
( 3 ) - الميزان : 17 / 374 .
( 4 ) - معاني القرآن : 2 / 78 .
( 5 ) - مجمع البيان : 3 / 317 .