معناى « تميل » قراءت كردهاند كه لازم و با « إلى » متعدّى مىشود بنابراين در اين قراءت غيرزائده است .
امّا از استدلال به آيه براى اثبات اين معنا براى « إلى » ، به دو طريق جواب داده شده :
1 - آيه را حمل بر تضمين « تهوى » معناى « تميل » كرده و چون در باب تضمين ، متضمّن فيه خصوصيات معنوى و نحوى متضمّن را پيدا مىكند بنابراين « تهوى » علاوه بر خصوصيات معنوى ، احكام نحوى « تميل » را نيز أخذ مىكند كه با « إلى » متعدى مىگردد پس « إلى » زائده نيست .
2 - اصل « تهوى » ، به كسر واو « تهوى » بوده كه با « إلى » متعدى مىشده ، بنابراين « إلى » زائده نيست ، و بعد از آن كسره قلب به فتحه شده است و ضمهء ياء نيز كه به جهت ثقالت بر يائى كه حرف قبل از آن مكسور است حذف شده بود اعاده شد ، آنگاه ياء متحرّك ماقبل مفتوح قلب به الف شد « تهوى » چنان كه در « رضى » همين عمليات صرفى صورت گرفته و تبديل شده به « رضى » اين طريق اخير را ابن مالك گفته است .
متن و فيه نظر : لأنّ شرط هذه اللّغة ، تحرّك الياء في الأصل .
شرح بايد دانست كه در اين جواب اخير ، اشكال است ، زيرا شرط اين نحوه اعلال در لغت ، تحرّك ياء در اصل بناى كلمه است ، مانند : « رمى » كه مىشود « رمى » به خلاف « رميا » كه فتحهء ياء به جهت تناسب با الف است .
در اينجا هم بنا بر جواب اخير « تهوى » در اصل « تهوى » بوده است و ياء ساكن مىباشد بنابراين حركت ياء « تهوى » كه ضمّه مىباشد عارضى است « 1 » زيرا كه بعد
هامش
( 1 ) - اين اعلال ده شرط دارد ، براى تحقيق مراجعه شود به أوضح المسالك : 3 / 336 ، النحو الوافي : 4 / 724 .