شريك گردانيدن معطوف و معطوف عليه است هم در لفظ از حيث اعراب و هم از حيث حكم ، يعنى « إلّا » عاطفه در كلام قرار مىگيرد و بيان مىكند كه معطوف همان حكم معطوف عليه را دارد .
اين قسم را اخفش و فراء و ابو عبيده استاد لغت بصره ذكر كردهاند و قرار دادهاند از همين قسم اين آيهء شريفه را :
يا مُوسى لا تَخَفْ إِنِّي لا يَخافُ لَدَيَّ الْمُرْسَلُونَ إِلَّا مَنْ ظَلَمَ ثُمَّ بَدَّلَ حُسْناً بَعْدَ سُوءٍ
« النمل / 10 و 11 »
زيرا مىتوان به جاى « إلّا » واو عاطفه گذاشت و معنا صحيح باشد كه اين خود كاشف از هم معنا بودن اين دو كلمه است ، و معناى آيه اين گونه مىشود : « اى موسى نترس ، ترسيده نمىشوند نزد من پيامبران و كسانى كه ظلم و گناه مرتكب شدهاند لكن بعد از آن توبه كردهاند بعد از آن خطايا . »
در متن كتاب در تقدير آيه بعد از واو « لا » براى بيان هم حكم بودن معطوف و معطوف عليه در نفى و تأكيد نفى اوّل آورده شده ، و نكتهء فنى نحوى ندارد .
شايان ذكر است كه اگر در آيه « إلّا » براى استثناء باشد ، آنگاه دو اشكال پيدا مىشود :
الف : بنابراين فرض بايد « من ظلم » مستثنى و « المرسلون » مستثنى منه دانست ، در حالى كه مىدانيم كه هيچ پيامبرى ظالم نيست تا از « المرسلون » استثناء شود پس استثناء صحيح نيست . در حالى كه مىدانيم كه هيچ پيامبرى ظالم نيست تا از « المرسلون » استثناء شود .
ب : حكم مابعد « إلّا » با ماقبل آن ، بايد فرق داشته باشد و اگر اينجا « إلّا » استثنائيه باشد معنا اين گونه مىشود كه مرسلون نمىترسند لكن توابين مىترسند در حالى كه توابين لازم نيست بترسند ، زيرا
إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ
« البقرة / 222 »
لكن جمهور نحويين و مفسّرين « إلّا » را در آيهء استثنائيه دانسته و در رد اشكال اوّل بر استثنائيت آن گفتهاند كه استثناء در آيه منقطع است مثل « جاء القوم إلّا حمارا » و « من ظلم » از انبياء نيستند .