ملاحظه مىشود موجب است و عاطفه و وصفيه بودن « إلّا » نيز ، محتمل نيست ، چون شرايط وصفيت و عاطفيت را ندارد ، بنابراين زايده است .
تركيب شعر : « أرى » فعل و ضمير متكلّم وحده مستتر فاعل و « الدهر » به معناى روزگار و « منجنونا » به معناى دولاب و چرخ چاه ، هردو مفعول « أرى » مىباشند و جار و مجرور متعلّق به آن . « ما » نافيه « إلّا » زائده و « صاحب الحاجات » اگر منصوب باشد مفعول اوّل « أرى » مقدر و « معذبا » مفعول دوّم ، و اگر مرفوع باشد مبتدأ و « معذبا » مفعول فعل محذوف « أرى » چون « ما » نافيه نمىتواند اگر نفى آن به واسطه « إلّا » منتقض شود عمل كند و در اين صورت جمله فعليه خبر براى مبتدأ مىباشد .
لكن تمسّك به اين شعر براى اثبات مدعى ، صحيح نيست ، زيرا كه در ديوانها و كتب معتبر اشعار عرب اين شعر ، « أرى » ندارد و به جاى آن « ما الدهر » است كه در اين صورت كلام منفى بوده و استثناء مفرّغ صحيح مىگردد پس « إلّا » استثنائيه مىباشد و اگر هم روايت « أرى » درست باشد ، مىتوان گفت كه شعر جواب قسم مقدر است و چون در جواب قسم يا بايد ادات تأكيد يا ادات نفى باشد ، در اينجا مىتوان گفت ادات نفى مقدّر است مثل :
تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ
« يوسف / 85 »
كه « لا » قبل از « تفتؤا » در تقدير است ، بنابراين كلام منفى شده و استثناء مفرّغ احتمال دارد و دليل و قرينه بر حذف « لا » خود استثناء مفرغ است چون نوعا در كلام منفى واقع مىشود پس در اين فرض نيز « إلّا » استثنائيه مىباشد .
متن تنبيه : ليس من أقسام « إلّا » ، التي في نحو
إِلَّا تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ
« التوبة / 45 »
شرح در اينجا يك تنبيه تبصريه در شناخت و تمييز « إلّا » بسيطه از مركبه در برخى