متن و الصّواب : أنّ كلا من الرفع و النصب محتمل لوقوع الثلاث و لوقوع الواحدة ، أمّا الرفع . . .
شرح كسائى اين حكم را با نظر به اعراب كلمه « ثلاث » گفته و تمام توجّه خود را معطوف به اعراب اين كلمه كردهاند در حالى كه اين درست نيست ، بلكه بايد الف و لام « الطلاق » هم مورد توجّه قرار گيرد كه در اين صورت هم در وجه رفع « ثلاث » و هم در وجه « نصب » ، آن دو احتمال جايز مىشود .
امّا در وجه رفع : زيرا اين « ال » دو احتمال دارد :
1 - يا براى استغراق صفات و خصائص افراد است كه معنا كرديم و گفتيم يك طلاقى است .
2 - يا براى عهد ذكرى است كه سه طلاقه مىشود و معناى شعر اين گونه است : « تو اى زن طلاقى و اين طلاق مذكور و سابق الذكر حتميّت داشته و سهتايى است » .
قابل ذكر است كه نمىتوان اين الف و لام را ، استغراق افراد گفت كه « كلّ » جايگزين آن حقيقتا مىشود ، زيرا معناى جمله اين گونه مىشود : كلّ طلاق سه طلاقه است ، و اين غلط است ؛ چون خبر خاصّ بوده و يكى از افراد طلاق است زيرا طلاق افراد ديگر هم دارد ، مانند يك طلاقهكردن ، بنابراين مبتدأ عام است و إخبار خاص از عام صحيح نيست همانطور كه اگر گفته شود : الحيوان انسان ، غلط و باطل است زيرا حيوان تنها انسان نيست بلكه اعم از اوست و همچنين شعر ، كه كل طلاق و همهء آن ، عزيمه و سه طلاقه نيست .
پس با توجّه به معناى « ال » در اين وجه مىشود دو احتمال داد . بنا بر اينكه « ال » عهد ذكرى باشد ، واقع شده است سه طلاق و اگر « ال » جنسيه استغراق صفات باشد ، يك طلاق واقع شده ، چنان كه كسائى تنها همين احتمال را در اين وجه گفته بود .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص١٢٢