تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
ج : نقل از اسمى باشد كه الآن هم در معناى علمى ، نگاهى و توجّهى به معناى اوّل و اصلى آن اسم شده باشد . و اين « ال » رمز و نشانهء اين توجّه و ملاحظه است . « 1 » مانند : « الحارث » و « العباس » كه داراى هرسه شرط مىباشند . و از « حارث » و « عباس » به معناى برزگر ، و تندخو و ترش‌رو نقل داده شده ، هرچند كه الآن علم هستند و اسم اشخاص شده‌اند ، لكن به معناى اوّلى آنها توجّهى است . نام آن شخص « الحارث » شده تا در آينده دهقان شود و آن ديگرى ، انسان شجاع و داراى تعصّب و خوى تند گردد . بايد گفت كه اين « ال » موجب تعريف مدخول نمىشود ، به همين جهت ، ذكر و حذف آن در اين مورد مساوى است :
و بعض الأعلام عليه دخلا * للمح ما قد كان عنه نقلا كالفضل و الحارث و النعمان * فذكر ذا و حذفه سيّان
البته بايد دانست كه دخول اين « ال » بر اسماء منقول ، سماعى است و داراى ضابطهء خاصى نيست ، لذا موارد و مواضع جواز استعمال آن متوقف بر استعمال عرب و سماع از آن مىباشد ، چنان كه ملاحظه مىشود كلمهء « محمّد و أحمد » هرچند نقل از اسم مفعول و افعل تفضيل داده شده‌اند و معناى اوّلى آنها هم‌اكنون مورد لحاظ است لكن عرب الف و لام لمحّيه بر آن داخل نكرده بنابراين اين دو را نمىشود با اين الف و لام استعمال كرد . 2 - « ال » زائده غير لازمه غير كثير الاستعمال : كه خود داراى دو قسم است : الف : « ال » ضروريه كه در اشعار واقع مىشود ، مانند شعر رشيد بن شهاب يشكرى :
« رأيتك لمّا أن عرفت وجوهنا * صددت و طبت النفس يا قيس عن عمرو » « 2 »
شاهد در دخول « ال » است بر « نفس » كه تمييز است و بايد تمييز نكره باشد و به جهت ضرورت شعرى و تصحيح قافيه « ال » بر آن آمده است .
هامش
( 1 ) - النحو الوافي : 1 / 391 . ( 2 ) - شرح ابن عقيل : 1 / 182 ، البهجة المرضية : 41 ، أوضح المسالك : 1 / 129 ، شرح الاشموني : 1 / 182 ، النحو الوافي : 1 / 390 ، التصريح على التوضيح : 1 / 151 ، همع الهوامع : 1 / 80 .