نكته : در احتمال دوّم وجه نصب ، مىتوان گفت باتوجّه به معناى « ال » دو احتمال ديگر نيز مىتوان متصوّر شد : اگر عهد ذكرى باشد ، سه طلاقه ، و اگر جنسيه باشد ، يك طلاقه است .
مسألة
متن أجاز الكوفيون و بعض البصريين و كثير من المتأخّرين نيابة « ال » من الضمير المضاف إليه و خرجّوا . . .
شرح اين مسأله پيرامون « ال » قسم پانزدهمى است كه نحويين مكتب كوفه و بعضى از بصريين و كثيرى از متأخرين مانند سيوطى « 1 » و زجاج « 2 » و ابن مالك ، اضافه كردهاند ، و آن « ال » داخل بر اسمى است كه آن « ال » نائب از ضميرى مىباشد كه مضاف اليه آن اسم بوده است ، و هماكنون حذف گرديده و « ال » نائب از آن است لفظا و معنا .
و حمل نمودهاند بر همين معنا ، الف و لامى كه در اين آيهء شريفه مىباشد :
وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى
« النازعات / 40 و 41 » .
زيرا « من » موصوله و مبتدأ است ، و جملهء بعد از آن صله ، و جملهء « فإنّ الجنة هى المأوى » خبر است كه بايد رابط و عائدى داشته باشد كه به آن مبتدأ برگردد و الآن هيچگونه ضميرى نيست كه به آن مبتدأ برگردد . بلكه سابقا ضمير مضاف اليه ( مأواه ) رابط بوده كه بعد از حذف آن « ال » نائب از آن شده و هماكنون عائد محسوب مىشود .
و همچنين است الف و لامى كه در مثال « مررت برجل حسن الوجه » و « ضرب زيد الظهر » زمانى كه « الوجه » بنابر فاعليت و « الظهر » بنابر بدليت بعض از
هامش
( 1 ) - همع الهوامع : 1 / 80 .
( 2 ) - إعراب القرآن : 1 / 323 .