كل ، رفع داده شود چون در اين صورت مثال اوّل ضمير رابط بين موصوف « رجل » و صفت « حسن الوجه » مىخواهد به همين جهت اين مثال در اصل « حسن وجهه » بوده كه ضمير مضاف اليه كه رابط نيز بوده حذف شده و به جاى او نائب آن يعنى « ال » آمده است و هماكنون در حكم رابط مىباشد ، شايان ذكر است كه اگر « الوجه » منصوب مىبود ضمير مستتر در « حسن » فاعل و رابط بود و ديگر مقتضى نيابت الف و لام از ضمير مضاف اليه موجود نبود و همچنين است در « الظهر » زيرا بدل بعض از كل بايد ضميرى داشته باشد كه به مبدل منه برگردد كه در اينجا حذف شده و نائب آن يعنى « ال » به جاى آن آمده بنابراين اصل آن مثال « ضرب زيد ظهره » بوده است . بايد توجّه داشت كه اگر « الظهر » منصوب بود ، نصب آن به واسطهء منصوب بنزع خافض بودن است ( فى الظهر ) و بدل نمىباشد تا نيازمند ضمير باشد و گفته شود الف و لام عوض از ضمير مضاف اليه محذوف است .
ولى كسانى كه قائل به عدم وجود « ال » نائبه هستند در اين موارد مىگويند :
يك جار و مجرور كه عائد و رابط است ، مقدّر مىباشد ، مانند : « الماوى له » در آيه ، چنان كه طبرسى « 1 » ، ابو البقاء « 2 » ، زجاج « 3 » ، ابو اسحاق و شيخ طوسى « 4 » اين رأى را دارند و در دو مثال « منه » در تقدير گرفتهاند .
متن و قيّد ابن مالك الجواز به غير الصلة . . .
شرح ابن مالك گفته است جايز است اين نيابت در جايى كه ضمير مضاف اليه ، عائد در صلهء موصول نباشد ، زيرا عائد و رابط در صله ، بايد قوى باشد و « ال » رابط ضعيفى است .
هامش
( 1 ) - مجمع البيان : 5 / 435 .
( 2 ) - الإملاء : 2 / 281 .
( 3 ) - إعراب القرآن : 1 / 346 .
( 4 ) - التبيان : 10 / 264 .