تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
« أنت طلاق » كه در بيت دوّم است بطور كتبى سؤال كرد كه در فرض رفع و نصب « ثلاث » حكم فقهى آن چيست ؟ او چون مىدانست كه اين يك مسأله نحوى - فقهى است ، سؤال را نزد كسائى ، امام نحو كوفه و ملك النحات دربار عباسيان برد . تركيب و معناى بيت اوّل : « إن » شرطيه « ترفقى » فعل مضارع مخاطب مؤنّث و فعل شرط ، مجزوم به حذف نون از مادهء « الرفق » يعنى مداراكردن و جملهء « يا هند » معترضه بين شرط و جزاء و فاء جواب و « الرفق » مبتدأ و « أيمن » خبر و به معناى بركت و خير است . و تركيب مصرع دوّم نيز همين‌طور است ؛ « الخرق » به معناى گسستن است و « أشام » به معناى نامبارك و شوم و « أنت » مبتدأ و « طلاق » كه از آن اراده « طالق » شده است خبر مىباشد و اين جملهء اسميه اخباريه در مقام انشاء است و با آن صيغهء طلاق انشاء مىشود . واو استينافيه و « الطلاق » مبتدأ و « عزيمة » خبر و به معناى حتميّت ، و « من » موصول و در محل رفع مبتدأ و « يخرق » صلهء آن و « أعقّ » به معناى « أشدّ عصيانا » خبر آن است و « أظلم » عطف بر « أعقّ » مىباشد . كسائى گفتند : اگر گوينده رفع دهد كلمه « ثلاث » را ، بنا بر خبر دوّم براى « الطلاق » طلاق داده شده است آن زن ، يك طلاقه ، كه زوج مىتواند به آن زن در زمان عدّه رجوع كند ؛ زيرا گوينده اوّلا صيغهء طلاق را خواند ، و بعد از آن او خبر مىدهد كه طلاق تام - زيرا الف و لام « الطلاق » نزد كسائى براى استغراق صفات است - حتميت داشته و سه‌تايى است . و اگر گوينده نصب دهد « ثلاث » را ، طلاق داده شده آن زن سه طلاقه ؛ زيرا « ثلاثا » در اين صورت مفعول مطلق عددى مىشود براى « طلاق » كه بين اين دو جمله معترضهء « و الطلاق عزيمة » قرار گرفته است در تقدير اين گونه است « أنت طلاق طلاقا ثلاثا » .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 121 | غلامعلى صفايى