ماهيت - با اسم جنس نكره مثل : « رجل » همانند فرق بين مطلق و مقيّد است . و دليل اين كلام ، اين است كه كلمهاى كه داراى الف و لام است دلالت مىكند بر يك ماهيت به قيد معلوميت و حضور آن در ذهن و لكن اسم جنس نكره تنها دلالت دارد بر ذات آن ماهيت بدون اعتبار و ملاحظهء هيچ قيدى ، به اين صورت كه اوّلى به شرط حضور در ذهن است ، و دوّمى لا به شرط حضور يا عدم حضور در ذهن است ، مانند « الرجل » يعنى ماهيت مرد كه نزد مخاطب و متكلّم حاضر در ذهن و معلوم و متصوّر است ، و « رجل » يعنى صرف ماهيت مرد چه ماهيت آن تصور گردد و چه تصور نگردد .
متن الوجه الثّالث : أن تكون زائدة و هي نوعان : لازمة و غير لازمة . فالاولى : كالتي في الأسماء الموصولة . . .
شرح وجه و صنف سوّم از وجه سهگانه « ال » اين است كه زائده باشد كه مفيد تعريف معناى مدخول خود نمىگردد « نه لفظا و نه معنا » و خود داراى دو نوع است :
1 - لازمه : يعنى همواره اين « ال » زائده بر مدخول خاص خود در استعمال وجود دارد .
2 - غير لازمه : كه گاهى بر مدخول خاص خود داخل مىشود .
امّا نوع اوّل داراى چهار قسم است :
1 - « ال » داخله بر اسمهاى موصول مختصه ، البته بنا بر قول به اينكه موصولات معرفه بودنشان به واسطهء صلهء آنهاست . اين نظريه را ابن مالك ، دمامينى « 1 » و اشمونى « 2 » اختيار نمودهاند .
و قد تزاد لازما كالّلات * و الآن و الّذين ثمّ اللائي
هامش
( 1 ) - تحفة الغريب : 1 / 111 .
( 2 ) - شرح الاشمونى : 1 / 181 .